close
تبلیغات در اینترنت
روانشناسی کودکان
loading...

oliv

روانشناسی کودکان

Akbar Balinparast بازدید : 52 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

«مكیدن شست» یا انگشت، یكى از عادات رایج دوران كودكى است. این رفتار براى كودكان خردسال كاملاً طبیعى و عادى است، ولى اگر بعد از 6 سالگى باز هم كودك مبادرت به مكیدن شست كند، نیاز به درمان و رسیدگى دارد، زیرا موجب به هم ریختگى ردیف دندان ها، فك و آرواره مى شود.

 

پژوهش ها نشان مى دهند حدود 75 درصد كودكان خردسال (تا یك سالگى) مُشت یا انگشتان خود را در دهان مى گذارند و مى مكند. انجام این كار براى این گروه سنى از كودكان آرامش بخش، سرگرم كننده و لذت بخش است. به طور معمول، كودكان زمانى مبادرت به مكیدن انگشت خود مى كنند كه یا خسته اند، یا ناراحت اند و یا حوصله شان سر رفته است.

 

 

مکیدن انگشت

 

 

علت مكیدن شست

 

انگشت مكیدن طبیعى ترین پاسخ كودك هنگام رویارویى با فشار روانى، اضطراب و مشكلات هیجانى - امنیتى است. روان شناسان معتقدند براى درمان این رفتار در كودكان زیر 6-5 سال نباید عجله كرد، زیرا بسیارى از این گونه عادت ها به تدریج و با افزایش سن كودك كاهش مى یابند و به كلى از بین مى روند.

 

 

اما اگر كودك 7 ساله اى نتواند این عادت خود را ترك كند، والدین و اطرافیان او باید درصدد درمان او برآیند، زیرا ترك چنین عاداتى در سال هاى بعد (نوجوانى) بسیار دشوارتر مى شود. در صورتى این عادت را در زمره اختلال بررسى مى كنند كه تا سنین 16-12 ادامه داشته باشد. مطالعات نشان مى دهند كه در حدود 15 درصد كودكانى كه از 5 سالگى به بعد انگشت خود را مى مكند، دچار مشكلات عاطفى - هیجانى ناشى از ورود به مدرسه و دوره پیش دبستانى هستند. بیشتر این كودكان شدیداً به پدر و مادر و اطرافیان شان وابسته و متكى هستند.

 

 

زمانى كه كودك سعى مى كند رفتار مكیدن انگشت خود را تغییر دهد، والدین و اطرافیان او باید از این تصمیم او استقبال كنند و با حمایت ها و تشویق هاى خود او را كمك و یارى نمایند. حمایت روانى براى كودك امنیت پدید مى آورد و باعث مى شود كه كودك در ناملایمات و سختى ها از خود مقاومت بیشترى نشان دهد.

 

 

 

عوارض ناشى از مكیدن شست

 

مكیدن انگشت بعد از 6 سالگى مى تواند مشكلات جدى در زمینه دندان ها، لثه و آرواره به وجود آورد. مك زدن هاى با فشار كودك به شست یا انگشتش در طول روز و شب، موجب جلو آمدگى دندان ها و ناهنجارى هاى استخوان فك او مى شود. دندان هاى ردیف بالا به سمت بیرون كشیده مى شوند و دندان هاى ردیف پائین نیز به سمت داخل دهان كج مى شوند.

 

 

مکیدن انگشت

 

 

اما سؤال بسیارى از والدین این است كه چگونه مكیدن یك انگشت كوچك مى تواند موجب ناهنجارى شدید آرواره شود؟

 

علت آن است كه استخوان بندى كودك تا قبل از 8 سالگى بسیار نرم و شكل پذیر است. متأسفانه زمانى كه كودك به مدت طولانى انگشتش را مى مكد، در شكل ظاهرى آرواره خود تغییر به وجود مى آورد. اگر كودكى نتواند عادت شست مكیدن خود را تا قبل از آن كه دندان هاى دائمی ردیف جلویى او در نیامده ترك كند، ممکن است در مدت چند ماه فك و آرواره او آسیب جدى ببیند.

 

 

علاوه بر آن، مكیدن شست یا انگشت مى تواند موجب نارسایى هاى كلامى (تلفظ اشتباه حرف هاى «ف» و «و»)، اختلال در جویدن، نوك زبانى صحبت كردن، اختلالات گفتارى (مثل لكنت زبان ، مِن مِن كردن و...)، خرخر كردن و باز ماندن دهان كودك شود. از آن جایى كه بعد از چند سال مكیدن انگشت ، حالت آرواره و صورت كودك دچار به هم ریختگى مى شود، بر خودپنداره او نیز تأثیرى منفى خواهد داشت.

 

 

 

شیوه هاى درمان

 

بهترین زمان براى ترك عادات و مشكلات رفتارى كودكان (و از جمله مكیدن انگشت) هنگامى است كه خانواده (والدین كودك و اعضاى خانواده) تغییر و تحولى در پیش رو نداشته باشند و در آرامش خاطر به سر برند. مثلاً قصد تغییر منزل، تغییر مهد (یا مدرسه)، تولد نوزاد جدید، مسافرت، متاركه، فوت اقوام و... را نداشته باشند.

 

 

یكى از ساده ترین روش هاى رفتار درمانى كه بیشتر پدر و مادر و مربیان نزدیك كودك مى توانند با استفاده از آن عادت مكیدن شست در كودكشان را كاهش دهند، آن است كه ابتدا یك ماه درباره موضوع و علت قطع این عادت با كودك صحبت كنند. سپس نمودارى از پیشرفت كودك تهیه كنند و به وسیله چسباندن عكس هاى عروسكى، ستاره ها و كارت هاى آفرین بر روى آن، روند بهبودى كودك را نشان دهند. خوب است كه این نمودار بر روى دیوارى در دسترس كودك قرار گیرد و والدین از خود او براى چسباندن برچسب ها كمك بگیرند. در مرحله بعد، سعى كنند پایان هر هفته پاداش و جایزه اى براى ترك این عادت به كودك بدهند. جایزه مى تواند رفتن به پارك، تماشاى فیلم مورد علاقه كودك، یا بازى كردن با كودك باشد. در نظر داشته باشید ترك عادت در صورتى كه كودك با شما همكارى و همراهى نماید، بسیار آسان تر و راحت تر است. شما مى توانید از نظرات كودك در این ضمن استفاده كنید و به او اجازه دهید كه برچسب ها، ستاره ها و یا حتى نوع جایزه اش را خودش انتخاب كند.

 

 

مکیدن انگشت

 

 

روش دیگرى كه براى ترك مكیدن انگشت (شست) به كار مى رود آن است كه در طول روز ماده اى تلخ (البته بهداشتى ) به نوك انگشت كودك مى مالند تا كودك از به دهان گذاشتن انگشتش امتناع ورزد، و در طول شب نیز دستكش یا جورابى تمیز به دست هاى كودك مى كنند، تا مانع از این كار كودك شوند.

 

 

زمانى كه كودك سعى مى كند رفتار مكیدن انگشت خود را تغییر دهد، والدین و اطرافیان او باید از این تصمیم او استقبال كنند و با حمایت ها و تشویق هاى خود او را كمك و یارى نمایند. حمایت روانى براى كودك امنیت پدید مى آورد و باعث مى شود كه كودك در ناملایمات و سختى ها از خود مقاومت بیشترى نشان دهد. مثلاً والدین مى توانند با كودك بازى كنند، براى او كتاب بخوانند، با یكدیگر كاردستى بسازند و... . در این زمینه پدر و مادر مى توانند با ذوق و خلاقیت خود فرآیند ترك عادت را براى كودكشان هرچه آسان تر و راحت تر كنند. گروهى از والدین سعى مى كنند با تذكرهاى پى در پى خود این عادت را از سر كودك بیندازند. در حالى كه براى حذف عاداتى مثل مكیدن شست باید ابتدا علت اصلى این رفتار را پیدا كرد و آن گاه با از بین بردن آن درصدد بهبودى كودك برآمد. در موارد بسیارى، مكیدن انگشتان ناشى از نیاز كودك به آرامش و امنیت است. بدین منظور پدر و مادر و مربیان كودك مى توانند با استفاده از روش هاى زیر به كودك كمك نمایند تا بر این مشكل خود غلبه كند.

 

 

- هیچ گاه سعى نكنید براى ترك عادت كودك بر او فشار آورید، زیرا ممكن است موجب تقویت و تشدید عادت در او شود.

 

 

- به كودك كمك كنید تا روش هاى مقابله با تنش ها و فشارهاى روانى را یاد بگیرد، مثلاً با شما صحبت كند، به ورزش بپردازد، با دوستش صحبت كند و...

 

 

- سعى كنید دست هاى كودك را به نوعى مشغول نگه دارید. ( نقاشى بكشد، كاردستى بسازد، مجسمه هاى سفالى درست كند و....)

 

 

مکیدن انگشت

 

 

- شنیدن داستانى شیرین، ماجرایى افسانه اى و خاطره اى از دوران كودكى، موجب تسلى و آرامش خاطر كودك هنگام خواب مى شود.

 

 

- تماس بدنى (مثل نوازش كردن) موجب آرامش، امنیت و آسودگى كودك مى شود و او را از اضطراب و نگرانى رها مى سازد. سعى نكنید با مسخره كردن و شرمنده كردن كودك او را مجبور به ترك عادت كنید، زیرا این گونه رفتارها موجب خودكم بینى و احساس بى ارزشى در كودك مى شود.

 

 

- سعى كنید عواملى را كه موجب آزار روحى كودك مى شود، از بین ببرید.

 

 

- زمانى كه كودك انگشتش را مى مكد، با او بازى نكنید، او را بغل نگیرید و به او توجه نكنید. اما زمانى كه انگشتش را از دهانش درآورد، به او توجه كنید و او را نوازش كنید.

 

 

- انگشت مكیدن رفتارى ناخودآگاه است. پدر و مادر مى توانند با اشاره اى كوچك، كودك را نسبت به این حركت خود آگاه كنند.

 

 

- زمانى كه كودك انگشتش را مى مكد، او را جلوى آیینه ببرید.

 

 

- سعى كنید هیچ گاه دچار احساس ناكامى و شكست نشوید، زیرا این رویه را به فرزندتان نیز منتقل خواهید كرد.

 

 

- روش هاى آرام سازى عضلانى را با كودك تمرین كنید: تمرین هاى یوگا (تمرین هاى تخلیه هیجانى و شیوه درست نفس كشیدن)، تمرین آرام سازى، تنفس هاى عمیق و تمرین هاى رهاسازى عضلات

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 40 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

پژوهشی جدید نشان می دهد احتمال بروز رفتارهای پرخاش ‌جویانه در کودکان سه ساله ای که زیاد تلویزیون تماشا می کنند، بیشتر است.

 

رفتارهای پرخاش‌ جویانه در کودکی می تواند تبدیل به یک مشکل جدی برای پدر و مادرها، آموزگاران و پرستاران کودکان شود و به بروز مشکلات جدی در آینده بی انجامد، مشکلاتی مانند بزهکاری در نوجوانی، خشونت و رفتارهای تبهکارانه در بزرگسالی.

 

 

 

تلویزیون

 

 

بعد از موسیقی، تلویزیون مهمترین رسانه‌ای است که کودکان پیش از رسیدن به سه سالگی با آن در تماس هستند. اگرچه کارشناسان بهداشت کودکان پیشنهاد می کنند که برای کودکان زیر ۲ سال از هیچ رسانه تصویری استفاده نشود، اما بررسی ها نشان می دهند که این گروه سنی خیلی زیاد پای تلویزیون می نشینند.

 

کارشناسان بهداشت کودکان به پدر و مادرها و مربیان کودکان پیشنهاد می کنند که خیلی کم به کودکان اجازه تماشایتلویزیون بدهند.

 

Akbar Balinparast بازدید : 31 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

پرسش:


علت دروغ‌گويي كودكان چيست و شيوه‌ي حل اين مشكل از سوي مادر و پدر كدام است؟

 

پاسخ:

 

دروغ گفتن كودكان، دلیل‌های بسيار متفاوتي دارد. در ميان كودكان كم‌سن‌و‌سال‌تر، دروغ‌گويي معنايي مشابه آن‌چه بزرگترها مي‌شناسند، ندارد بلكه بيشتر جنبه‌ي خيال‌بافي دارد. بنابراين، قصد آنان هرگز فريب دادن ديگران نيست.

 

دروغگویی

 

اما عمده‌ترين دليل دروغ گفتن از سوي كودكان در سنين بالاتر، فشار بزرگترها به آنان براي گفتن جزئيات دقيق يك ماجراست. اين تحت فشار قراردادن، كودكان را وادار به گفتن دروغ مي‌كند و از اين‌جا كودكان، دروغ‌گويي را ياد مي‌گيرند‌ چراكه دروغ گفتن، آنان را از تنبيه‌شدن باز‌مي‌دارد و آنان، اين نكته را به تجربه و بر اثر رفتار اشتباه بزرگترها آموخته‌اند. پس کودک براي گريز از تنبيه شدن و مجازات، دروغ تحويل مي‌دهد.

 

 

درحقيقت، ريشه‌ي بيشتر دروغ‌ها به‌دليل احساس ناامني و وحشت از مجازات و تنبيه است، بنابراين، چنان‌چه كودك به‌خاطر راست‌گويي، درباره‌ي اتفاقي ناخوشايند يا ناشايست، از سوي مادر و پدر و يا بزرگترها تنبيه نشود، به دروغ‌گفتن پناه نمي‌آورد.

 

 

هرچه كودك، بزرگ‌تر مي‌شود، از مسؤوليت اخلاقي بيشتري برخوردار شده و چون دروغ‌گويي، وجدانش را مي‌آزارد، بنابراين‌ از دروغ‌گفتن، بيشتر پرهيز مي‌كند.

 

 

پرسش:

 

آيا دروغ گفتن، يك شكل كلي است يا از نظر روان‌شناسي مي‌توان انواعي براي آن درنظر گرفت؟

 

 

 

پاسخ:

 

خير، يك شكل كلي براي آن نمي‌توان در‌نظر گرفت بلكه بايد گفت آن‌چه كه ما به آن‌، دروغ‌گويي كودكان اطلاق مي‌كنيم، بسته به سن، موقعيت و شرايطي كه او در آن قراردارد، متغير است. بنابراين، نمي‌توان هرنوع گفته‌ی خلاف واقع از سوي كودك را به‌عنوان دروغ‌گويي به معنايي كه بزرگترها از آن استنباط مي‌كنند، قلمداد كرد.

 

 

دروغگویی کودکان

 


انواع مهم دروغ‌گويي در كودكان را به صورت زير مي‌توان دسته‌بندي كرد:

 

 

 

1-دروغ براي جلب توجه

 

زماني كه كودك، توجه مثبت دیگر افراد مانند هم‌سن‌وسالان و به‌خصوص مادر و پدر خود را دريافت نمي‌كند، با دروغ‌گويي و بزرگ جلوه‌دادن خود، سعي در جلب اين توجه خواهد كرد. فراموش نكنيد كه براي کودکان، گرفتن و جلب توجه مادر و پدر و بزرگ‌ترها‌ حتي از نوع منفي آن، بهتر از فقدان هرگونه توجهي است.

 

 

 

دروغ‌هاي خيال‌بافانه

 

اين نوع دروغ‌گويي، مخصوص كودكان كم‌سن‌و‌سال‌تر و خيال‌پرداز است. اين نوع خيال‌بافي‌ها و غيرواقعي بودن آن‌ها را هرگز نبايد به روي آنان آورد و به‌عبارتي، به‌جاي هرگونه توجه و تمركز، بايد از كنار آنان گذشت.

 

 

 

دروغ‌بازي

 

اين نوع دروغ، شبيه نوع قبلي يعني دروغ‌هاي خيال‌بافانه است كه با آن، كودكان سعي دارند ديگران حوادث تخيلي يا بازي‌هاي آنان را باور كنند.

 

 

 

دروغ مبهم

 

كودك وقتي ناتوان از ابراز احساس‌ها و فکرهای خويش است، با سرهم‌بندي و به‌هم چسباندن جمله‌هايي، سعي در بيان آن احساس‌ها دارد‌ اما بزرگ‌ترها تصور مي‌كنند كه او در حال دروغ‌گويي است.

 

 

دروغ گفتن کودکان

 

 

دروغ انتقام‌جويانه

 

اين نوع دروغ، از نفرت و خشم كودك ناشي مي‌شود.

 

 

 

دروغ محدود و ساختگي

 

اين نوع دروغ، بيشتر وقت‌ها از ترس تنبيه، تهديد و توهين مادر و پدر و يا مربيان و بزرگترها صورت‌مي‌‌‌گيرد.

 

 

 

دروغ خودخواهانه

 

اين دروغ، حساب شده است و جهت فريب دادن ديگران صورت‌مي‌‌گيرد و به‌طور معمول براي به‌دست آوردن يك‌چيز يا وضعيت مطلوب از سوي كودك، ابراز مي‌شود.

 

 

 

دروغ مصلحتي

 

كودكان، اين نوع دروغ‌گويي را به حساب خودشان براي مراقبت از دوستي كه در يك وضعيت مشكل قراردارد و تحت فشار است، بيان مي‌كنند.

 

 

 

دروغِ عادتي يا عادت‌شده

 

اين نوع دروغ‌ها به دليل نتيجه گرفتن‌هاي قبلي از دروغ‌هايي است كه پيش از اين، ابراز شده و به‌عنوان يك الگوي رفتاري در دسترس اوست و برايش كاركرد داشته است.

 

 

 

پرسش:

 

بهترين روش‌ براي پرهيزدادن كودكان از دروغ‌گفتن، ‌به غير از شناسايي دليل‌ها و ريشه‌هاي اين رفتار و تصحيح آن‌ها، چه نوع عملكردي است؟

 

 

 

پاسخ:

 

مادر و پدر بايد از همان سنين اوليه با ظرافت و هوشياري، متوجه اين رفتار از سوي كودك خود باشند. اگر از همان دوران اوليه، كودك را به‌خاطر دروغ‌گويي‌اش مورد طعن، مخالفت و يا استهزا و تنبيه قرار‌ندهيد بلكه با آرامش، مهرباني و صبوري با او در اين‌باره صحبت كنيد، او نيز به‌تدريج از اين نوع رفتار دست بر‌مي‌دارد، ضمن آن‌كه بايد برخورد مادر و پدر به‌گونه‌اي باشد كه به كودك، احساس شرم و يا گناه تلقين نكنند بلكه زمينه‌هاي بروز رفتار را از ميان بردارند.

 

 

مادر و پدر باهوش، بايد كودك خود را نه با دعوا و مشاجره و تنبيه بلكه با بيان مثال‌هاي خنده‌دار و شاد، از عواقب نامطبوع دروغ‌گويي آگاه كنند. کودک با هدايت و رهبري صحيح از سوي پدر و مادر، خود را از دروغ‌گويي بي‌نياز ديده، بنابراين، اين عمل را به‌عنوان يك الگوي رفتاري، به‌كلي از دست خواهد داد‌ چراكه راه‌هاي بهتري براي جلب توجه خويش و يا بيان و ابراز احساس‌ها و عواطف‌ خود پيدا مي‌كند. به بيان ديگر، او كم‌كم مي‌آموزد و در خود، آن را تثبيت مي‌كند كه نه از ترس تنبيه و قانون و يا مجازات ‌بلكه به‌دليل كنترل از درون و وجدان فردي‌اش، از دروغ‌گفتن پرهيز كند.

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 38 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

کمی به بچه ها سواری بدهید! می توانید او را روی دوشتان دور خانه بگردانیدو آنها را شاد کنید

در جنگل یا پارکی نزدیک خانه، با بچه ها پیاده روی کنید.بچه ها در کنار شما بودن را د وست دارند و شاد می شوند.

 

 

خودتان دوچرخه سواری را به بچه ها یاد بدهید.

 

 

ستاره ها و پرتاب شهاب ها را تماشا کنید.اول یا دوم اردیبهشت، اوایل مرداد و اواخر آبان می توانید پرتاب شهاب ها را در آسمان ببینید.

 

 

فرزندانتان را به محلی ببرید که در آن بزرگ شده اید. حتی اگر لازم است که به شهر دیگری سفر کنید،این کار را انجام دهید.

 

 

آنها را به یک کارخانه شکلات سازی یا آشپزخانه یک قنادی ببرید.

 

 

خواب هایتان را برای یکدیگر تعریف کنید.

 

 

در روزهای پیروزی انقلاب یا جشن های دیگر، بچه ها را به خیابان ببرید تا آتش بازی و شادی مردم را ببینند.

 

 

در صورت امکان، در یکی از گردش های علمی یا دیگر فعالیت های گروهی مدرسه، بچه ها را همراهی کنید.

 

 

کتابی را که خودتان در بچگی دوست داشتید، برای فرزندتان بخوانید. و کودکتان را شاد کنید.

 

 

با انجام اینگونه کارها بچه هایتان را شاد و شاد و شادتر کنید.

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 49 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

سندرم بيش‌فعالي، ‌اختلالي است كه بيشتر وقت‌ها در اثر كمبود توجه در كودكان به‌وجود مي‌آيد. اين نوع سندرم، بيشتر در پسر‌ان ديده شده و از 3سالگي شروع مي‌شود اما تشخيص جدي آن از زماني است كه کودک به محيط مدرسه پا مي‌گذارد و مي‌توان رفتار او را در كلاس درس، مورد بررسي قرار‌داد. اين‌گونه رفتارهاي بيش‌فعالانه ‌به‌طور معمول با عدم تمركز همراه است و نشانه‌هاي دارد كه مهم‌ترين آن‌ها به شرح زير می‌باشد:

 

 

 

کودک پیش فعال

 

 

ـ ناتواني از يك‌جا نشستن و بي‌قراري در لحظه‌هايي كه بايد آرام بنشيند

 

 

ـ قطع پي‌درپي گفت‌وگو و مكالمه‌ي بزرگ‌ترها

 

 

ـ انجام رفتارها و اعمالي كه به آن‌ها كارهاي نسنجيده ‌مي‌گوييم

 

 

‌ـ پاسخ دادن به سؤال، پيش از آن‌كه جمله‌ي سؤال‌كننده به پايان برسد

 

 

‌ـ بي‌صبري و بي‌تحملي شديد به‌نحوي كه هر آن‌چه طلب كرد، بايد در همان لحظه نيز آن را دريافت كند

 

 

‌ـ ناتواني در پي‌گيري مطلب‌ها به‌نحوي كه بيشتر كارها را در ميانه رها مي‌كند

 

 

‌ـ بي‌توجهي به نتيجه‌ي عملي كه از او سر‌مي‌زند

 

 

‌ـ ناتواني در كنترل احساس‌ها، فکرها و کارها

 

 

‌ـ پرحرفي‌ به‌خصوص در كلاس درس‌

 

 

‌ـ مدام در حال حركت و جنب‌و‌جوش بودن

 

 

‌ـ بي‌صبري و نداشتن تحمل براي ايستادن در صف و رعايت نوبت

 

 

‌ـ عصبي و حساس بودن و مرتب پايين و بالا پريدن

 

 

‌ـ هل دادن بقيه‌ي کودکان هنگامي كه قرار است در صف و با آرامش بايستد

 

 

- برهم زدن بازي بقيه‌ي هم‌كلاسي‌ها و دخالت بي‌مورد در كار آنان

 

 

‌ـ انجام تكليف‌هاي مدرسه بدون توجه و دقت لازم

 

 

‌ـ به‌اصطلاح «قاپيدن» وسايل و اسباب‌بازي‌هاي کودکان ديگر

 

 

‌ـ بي‌توجهي به قوانين و مقررات وضع‌شده در كلاس يا مدرسه

 

 

‌ـ نداشتن مهارت‌هاي لازم در برقراري ارتباط‌هاي اجتماعي با ديگران

 


‌ـ گم‌كردن وسايل شخصي بر اثر بي‌مبالاتي و بي‌دقتي

 

 

‌ـ از اين شاخه به آن شاخه پريدن در زماني كه بايد توجه خود را بر موضوعي متمركز كند و يا درباره‌ي آن موضوع به‌دقت صحبت كند

 

 

کودک پیش فعال

 

 

براي تشخيص اين بيماري، انجام آزمايش‌هاي پزشكي از نوع بينايي و شنوايي‌سنجي، آزمايش خون و بررسي مسائل ارثي و تاريخچه‌ي زندگي پدر‌ و ‌مادر، نوع زايمان و تولد او، ضربه‌هاي احتمالي مغزي، جراحي و بي‌هوشي در زمان کودکي و... بايد انجام شود.

 


نمره‌هاي مدرسه‌ي او از ديگر نشانه‌هایی است كه به‌طور حتم بايد بررسي شود.درضمن، فراموش نكنيد كه رفتار پدر و مادران و انتظارهاي بي‌جاي آنان از كودك و دادن لقب‌ها و صفت‌هايي مانند تنبل، بي‌عرضه و... ‌مي‌تواند از عامل‌های به‌وجودآورنده‌ي اين خصيصه در كودكان باشد. امروزه اين اختلال بعد از آزمايش از سوي روان‌پزشكان، قابل معالجه است.

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 46 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی نوعی از اعمال خشونت بار علیه دیگران است که می تواند باعث آسیب یا صدمه به دیگران شود.

 

بررسي علل پرخاشگري در کودکان


بیشتر کارشناسان پرخاشگری کودکان را به شکل پرخاشگری آشکار دربردارنده پرخاشگری جسمانی مانند زدن ، هل دادن ، لگد زدن ، پرتاب اشیاء و تهدید به انجام این اعمال همراه با حملات عمدی بیزار کننده و آزاردهنده برای قربانی ؛ و پرخاشگری رابطه ای که موجب حذف دیگران از جمع می شوند ، تعریف کرده اند. در پسران بیشتر پرخاشگری جسمانی و در دختران پرخاشگری رابطه ای بیشتر گزارش شده است.

 

 

پرخاشگری کودکان به شکل پرخاشگری آشکار دربردارنده پرخاشگری جسمانی مانند زدن ، هل دادن ، لگد زدن و.. و پرخاشگری رابطه ای که موجب حذف دیگران از جمع می شوند را شامل می شود.

 


خشم کودکان

 

 

● عوامل زمینه ساز در پرخاشگری کودکان

 

خشونت پدیده ای پیچیده است که در آن خصوصیات ارثی ، عوامل زیستی و هورمونی ، نیرو های روانشناختی و شاخص های فرهنگی و اجتماعی می توانند با هم در تعامل باشند. خانواده می تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل عبارتند از:

 

 

شیوه های نامناسب فرزند پروری والدین: برخی شیوه های فرزند پروری و استفاده نامناسب از تنبیه و تشویق موجب تقویت خشم و پرخاشگری در فرزندان می شوند. خشم می کشد

 

 

الگوهای نا مناسب رفتاری در خانواده: نشان دادن رفتارهای پرخاشگرانه از سوی یکی از اعضای خانواده موجب الگوسازی این رفتار توسط کودک می شود.

 

 

تاثیر پذیری از رفتار پرخاشگرانه مشاهده شده در محیط و در رسانه ها

 

 

تشویق رفتار پرخاشگرانه

 


آزار جسمی و جنسی

 

 

 

خشم کودکان

 


● خشونت در رسانه ها

 

عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی ، و شکل دهنده رفتار می باشند ؛ تحقیقات مربوط به تأثیر رسانه ها بر کودکان و نوجوانان ، نشان داده اند که این کودکان:

 

 

ترس از خشونت ندارند؛

 

 

به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است؛

 

 

به تقلید خشونت می پردازند؛

 

 

ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند. مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد.کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد ، به تقلید آنچه می بینند می پردازند. اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.

 

 

 

خشم

 


توصیه هائی برای والدین در برخورد با خشونت ناشی از رسانه ها:

 

والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده ی زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند.

 

 

به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید ، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید. خشم می کشد

 

 

زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی ، به خواب نرود ؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود.

 

 

به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است ، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.

 

 

هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک ، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد.

 

 

در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است.

 

 

تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها ی تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.

 

 

مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان ، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد.

 

تبیان

 

Akbar Balinparast بازدید : 44 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

 

خانواده به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین ارکان جامعه‌ محسوب می‌شود و نقش پدر و مادر در تربیت اصولی و انتقال مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی سالم به فرزندان، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا فرزندان، اولین تعامل و ارتباط خود را برای تأمین نیازهای زیستی، عاطفی و روانی، با پدر و مادر، شروع و تجربه می‌کنند و چگونگی این تعامل، می‌تواند در شکل‌گیری پایه‌های شخصیتی و موفقیت و یا شکست آنان در اجتماع تأثیر بگذارد.

 

 

بنابراین،‌ ضروری‌ترین مهارتی که ما پدر و مادران باید از آن بهره‌مند شویم تا بتوانیم زمینه‌های ارتباطی سالم را برای فرزندان‌مان در زندگی اجتماعی آماده کنیم، مذاکره‌ی اصولی است چراکه اگر فرزندان‌مان روش حل مسائل و مشکل‌ها را با ما تجربه نکنند، با ورود به جامعه، برای حل مسائل و مشکلات زیستی، عاطفی و روانی خود با دیگران، دچار مشکل خواهند شد.

 

 

مذاکره

 


تعریف مذاکره:

 

مذاکره، ارتباط دوسویه‌ی زیستی، عاطفی و روانی است که بین دو یا چندنفر به‌منظور رسیدن به یک توافق و تفاهم انجام می‌شود یعنی به ازای چیزی که به دیگران می‌دهیم، چیزی دریافت می‌کنیم. به‌عبارتی دیگر، مذاکره‌ی اصولی، ابزاری اکتسابی و آموخته‌شده است که به‌وسیله‌ی آن، یک‌سری نیازهای زیستی، عاطفی و روانی خود با دیگران را به‌گونه‌ای که طرفین از آن خشنود باشند، برطرف می‌کنیم.

 

 

ما همواره خواسته یا ناخواسته د‌ر مورد نیازهای زیستی، عاطفی و روانی‌ با فرزندان‌مان در حال مذاکره هستیم که گریزی از آن نیست. پس چه بخواهیم چه نخواهیم، با انبوهی از سؤال‌ها و خواسته‌ها از جانب فرزندان‌مان مواجه می‌شویم که درصورت مدیریت اصولی آن‌ها، می‌توانیم فرزندان‌مان را با روش اصولی ارضای نیازهای‌شان با دیگران آشنا کنیم. برای نمونه، وقتی ما به فرزندمان می‌گوییم: «دَرست را بخوان.» ممکن است در پاسخ بگوید: «درس‌هایم را بعد می‌خوانم.» ما نیز ممکن است در مقابل پاسخ او، یکی از سه‌روش زیر را در پیش بگیریم:

 

 

1- سریع و بدون بررسی علت و چرایی مسأله بگوییم: «باشه.»

 


2- سریع و با عصبانیت بگوییم: «نه همین حالا شروع کن.»

 


3- از جواب سریع «نه» یا «بله» خودداری کنیم و فرزندمان را برای بررسی مسأله به مذاکره دعوت کنیم.

 

 

همان‌طور که می‌دانیم در سه روش بالا، عمل مذاکره اتفاق افتاده است ولی فقط روش سوم به‌عنوان روش اصولی تلقی می‌شود چون در روش دوم، نتیجه «برنده» یا «بازنده» بوده یا به‌عبارتی، فرزندمان را تسلیم خواسته‌های خود کرده‌ایم و در روش اول، تسلیم خواسته‌های فرزندمان شده‌ایم، در حالی‌که در روش سوم، هدف، تسلیم‌شدن یا تسلیم‌کردن نبوده بلکه تلاش برای توافق بوده است.

 

 

 

مذاکره‌ی اصولی:

 

در این روش مذاکره، افراد و مذاکره‌کنندگان، از مسأله و موضوع مذاکره، جدا درنظر گرفته می‌شوند و به مذاکره‌کنندگان به‌عنوان انسانی نگریسته می‌شود که دارای احساسات و عواطف بوده و درعین حال، غیرقابل پیش‌بینی است.

 

 

این روش معتقد است در مذاکره باید تا حد امکان به‌دنبال منافع متقابل باشیم، به‌عبارتی باید نتیجه‌ی مذاکره مبتنی بر «برنده- برنده» باشد.

 

 

وقتی می‌خواهیم در مورد موضوعی با فرزندمان گفت‌وگو کنیم، نباید اجازه دهیم موقعیت و نقش‌مان به‌عنوان پدر و مادر در جریان مذاکره‌ تأثیر بگذارد و درنتیجه خواسته‌های خود را به او تحمیل کنیم بلکه او را به‌عنوان انسان مستقل و دارای حقوق مساوی درنظر بگیریم که به لحاظ نگرش و درک، متفاوت از ما می‌باشد.

 

 

مذاکره

 

 

 

برای نمونه، فرض کنیم با فرزندمان توافق می‌کنیم که همیشه اتاقش را مرتب نگه‌دارد و او نیز قول می‌دهد در انجام تعهداتش کوشا باشد ولی بعد از چندروز، متوجه می‌شویم به قولش عمل نکرده و اتاقش هم‌چنان نامرتب است.

 

 

ما نیز بدون آن‌که زود عصبانی یا احساساتی شویم و به شخصیت او حمله کنیم یا به‌عبارتی، خود را در یک موقعیت برتر فرض کنیم و او را محاکمه و محکوم کنیم، در کمال خونسردی و آرامش، تمام فکر خود را به مشکلی که پیش‌آمده متمرکز می‌کنیم و می‌پرسیم: «چه اتفاقی برایت افتاده که نتوانستی اتاقت را مرتب کنی؟!» این رفتار بی‌طرفانه‌ی ما باعث می‌شود فرزندمان، خود را در یک موقعیت برابر احساس کند و بدون احساس ترس و نگرانی، به‌ علت مسأله و چگونگی آن بیندیشد.

 

 

برای نمونه ممکن است بگوید: «فراموش کردم» و یا «کار واجبی پیش‌آمد که ترجیح دادم آن‌را انجام دهم.» سؤال‌های منطقی و بی‌طرفانه، به فرزندان‌مان کمک می‌کند تا در مورد عواملی که باعث انجام ندادن کار شده، بیندیشند و در جهت رفع آن‌ها تلاش کنند.

 

 

 

 

نکته‌هایی که ما پدر و مادران در مذاکره با فرزند‌مان باید توجه داشته باشیم، عبارتند از:

 


- فرزندمان را از مسأله و مذاکره جدا کنیم

 

 

برای نمونه، وقتی دروغی می‌گوید، به‌‌جای این‌که به او بگوییم: «خیلی بچه‌ی بدی هستی» و به شخصیت او حمله کنیم و باعث احساس شرمساری و گناه در او شویم،‌ می‌توانیم چنین بگوییم: «من از عملی که انجام دادی یا دروغی که گفتی، احساس خوبی ندارم و از این مسأله احساس ناراحتی می‌کنم.» این رفتار ما باعث می‌شود فرزندمان، دلیل ناراحتی‌مان را بپرسد. در این‌صورت است که می‌توانیم دلیل‌های اشتباه کارهایش را روشن کنیم و او را در جهت مسیر درست و اصولی راهنمایی کنیم چراکه در غیر این‌صورت، فرزندمان حالت دفاعی به ‌خود می‌گیرد و پیشنهادهای ما را نمی‌پذیرد.

 

 


- عقیده‌ها و احساسات فرزندمان را از نگاه خودِ او ببینیم و درک کنیم نه از نقطه‌نظر خودمان


 

برای نمونه، وقتی فرزندمان احساساتش را بیان می‌کند، ما نباید خود را با او مقایسه کنیم‌ و به احساساتش اعتنایی کنیم چراکه ممکن است از نظر او، موضوعی جالب و قابل توجه باشد و از این‌که از جانب دیگران درک می‌شود، احساس خوبی کند و توجه ما ممکن است به او کمک کند تا همیشه احساساتش را با ما درمیان بگذارد.

 

 

 

مذاکره

 

 


- سعی‌نکنیم به‌سرعت اظهارات (حتی اشتباه) فرزند‌مان را قطع کنیم بلکه اجازه دهیم اظهاراتش‌ را به‌گونه‌ای که هست، بیان کند

 

 

برای نمونه، ممکن است بگوید: «من دیگر به مدرسه نمی‌روم» و ما به‌جای این‌که عصبانی شویم و پیام او را سریع قطع کنیم، می‌توانیم چنین بگوییم: «چه چیز بدی از مدرسه دیده‌ای که تو را آزار می‌دهد و دوست نداری به مدرسه بروی؟» این عمل ما می‌تواند شروع خوبی برای بررسی علت مسأله باشد.

 


- خونسرد باشیم

 

 

برای نمونه اگر رفتار و یا اظهارنظر فرزندمان، ما را عصبانی می‌کند و از حالت کنترل خارج می‌شویم، قبل از این‌که حرفی بزنیم، به اتاق دیگری برویم و وقتی به آرامش رسیدیم، در مورد آن موضوع با فرزندمان صحبت کنیم.

 

 


- سعی‌کنیم وقتی مشکلی برای فرزندمان‌ پیش‌می‌آید، او را برای یافتن راه‌حل‌های منطقی و اصولی دعوت کنیم

 

 

 

برای نمونه، از فرزندمان بخواهیم لیستی از موضوع‌هایی که باعث مشکل شده را به‌صورت شفاف و واقعی روی یک‌ برگ کاغذ بنویسد و یا به ما بگوید و ما نیز باید توجه داشته باشیم که شرایط را ‌طوری آماده کنیم و یا به‌گونه‌ای رفتار کنیم که او به ما اعتماد و اطمینان کامل داشته باشد و صادقانه، مشکل‌هایش را با ما درمیان بگذارد چراکه اگر احساس کند درصورت بیان احساسات واقعی‌اش، مورد‌ مؤاخذه و محاکمه قرارمی‌گیرد، ممکن است از گفتن حقیقت، طفره رود و یا به‌صورت مبهم آن را مطرح کند.

 

 


- نقطه‌نظر و دلیل تصمیم خود را برای فرزندمان توضیح دهیم

 

 

برای نمونه، وقتی به فرزندمان می‌گوییم: «باید بازی را تمام کنیم چون باید ناهار درست کنم.» ممکن است در جواب بگوید: «من ناهار نمی‌خورم» و ما ممکن است بگوییم: «اما من و برادرت گرسنه هستیم.» با این عمل، او را در جریان تصمیم خود قرارداده‌ایم.

 

 


- سعی‌کنیم راه‌حل‌های قابل قبول و مناسبی برای مشکل فرزند‌مان ارائه دهیم

 

 

برای نمونه، ‌اگر «لوبیا» دوست ندارد، بپرسیم: «چه‌چیزی به جای لوبیا دوست داری؟»

 



- سعی‌‌کنیم هدف‌مان از مذاکره، بررسی و چرایی مسأله برای رسیدن به یک توافق باشد نه بحث و جدل


 

 

Akbar Balinparast بازدید : 42 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه مي‏كنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکش‌هاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي هم‌سال و بعضي وقت‌ها حتي با خشونت در خانواده يا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند.

 

 

بيشتر والدين كودكان نوپا ،آرزو مي كنند كه كودكشان بتواند تنهايي خودش را سرگرم كند. اين خواسته والدين منطقي است، چون كودك نوپا مي تواند اسباب بازي ها را بر دارد، با آن ها بازي كند، دنبال توپ بدود و كتاب ورق بزند. نوپاها آموخته اند كه مي توانند خودشان كارهايي انجام دهند و اتفاقاً اغلب هم در انجام كارها توسط خودشان پافشاري و سماجت به خرج مي دهند.

 

 

بازی کردن کودک

 

 

با اين همه يك بچه يك ساله همچنان دوست دارد دور و بر والدينش بچرخد، ما مي توانيم به او كمك كنيم كه بياموزد چگونه خود را سرگرم كند. جين فوي، متخصص كودكان در كاروليناي شمالي مي گويد: "كودكان نوپا اصولاً نمي توانند براي مدت طولاني به تنهايي بازي كنند". طولاني ترين زماني كه مي توانيد از يك بچه يك ساله انتظار داشته باشيد به تنهايي بازي كند چيزي حدود پانزده دقيقه است، دادن چنين فرصتي به كودك كاري است كه به انجام دادنش مي ارزد، اين كار تنها به اين دليل نيست كه شما فرصت داشته باشيد شام را آماده كنيد يا اتاق را جارو و گردگيري كنيد.

 

 

دكتر اسكالار متخصص رشد در مركز مطالعات رشد و يادگيري دانشگاه كاروليناي شمالي در اين باره مي گويد:"تنها بازي كردن، تقويت كننده استقلال، اعتماد به نفس، خلاقيت، و مهارت هاي زباني است. اغلب مي بينيم كه يك كودك پانزده ماهه موقعي كه تنها بازي مي كند با خود چيزهايي زمزمه مي كند، چنين بازي هايي پايه و اساس رشد مهارت هاي زباني هستند.

 

 

 

"دكتراسكالار مي گويد:" قابليت بچه ها براي تنها بازي كردن به حال و وضعيت آن ها هم بستگي دارد، اگر بچه گرسنه، خسته يا مريض باشد كمتر به تنها بازي كردن رغبت خواهد داشت. علاوه براين شما از يك نوپاي كمي بزرگ تر هم نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه مدت طولاني تري تنها بازي كند.

 

 

 

" دكتر فوي معتقد است: "يك كودك بيست و دوماهه كه از نظر شناختي و زباني قابليت هاي بيشتري از كودك يك ساله يا پانزده ماهه دارد تمايل روز افزوني براي كسب استقلال در خود مي بيند، بنابراين بيش از پيش دوست دارد با شكستن حد و مرزهايي كه شما وضع كرده ايد آن ها را و شما را امتحان كند و بنابراين اين نياز بيشتري به نظارت و توجه مداوم و از نزديك دارد".

 

 

بازی کردن کودک

 

 

براي افزايش ظرفيت كودكتان در تنها بازي كردن، چهار كلمه را به خاطر بسپاريد:" علاقه،ايجاد عادت، سازماندهي، و جهت دهي". اول سعي كنيد كودكتان را به فعاليتي مشغول كنيد كه به آن واقعاً علاقه دارد، اگر از نظر شما كمي شلوغ كاري اشكالي ندارد به او اجازه دهيد اگر دوست دارد ليوان ها و قاشق ها را جابه جا كند يا لباس ها را از كشوي كمد بيرون بكشد. ژوليت كه يك پسر پانزده ماهه دارد دو كشوي پايين كابينت آشپزخانه را پر از بطري، قاشق و پيمانه هاي پلاستيكي كرده تا هنگامي كه او مشغول درست كردن شام است، پسرش با آن ها مشغول بازي شود و كاري به كار او نداشته باشد.

 

 

 

بنابراين مي بينيم كه چه طور سرگرم كردن بچه به كار مورد علاقه اش مي تواند او را به سمت تنها بازي كردن سوق بدهد.چنان كه گفتيم دومين نكته اي كه بايد به ذهن بسپاريد "ايجاد عادت" است. وقتي كودك شما كاملاً مشغول بازي شد، به آرامي كمي دور شويد يا يك مجله به دست بگيريد. وقتي او اسباب بازي به سمت شما مي اندازد تا شما را به بازي بكشاند، به راحتي اسباب بازي را به خودش برگردانيد و جمله كوتاهي درباره بازيش بگوييد و لبخند بزنيد.

 

 

طي روزها و هفته هاي بعد بتدريج و آرام آرام سعي كنيد فاصله فيزيكي و ذهني خود را از او بيشتر كنيد و بيشتر پي كار خودتان باشيد، اما هرگز كودكتان را بدون مراقبت رها نكنيد. دقت داشته باشيد در محلي كه كودك مشغول بازي است شئ يا موقعيتي وجود نداشته باشد كه امنيت و سلامت كودك را به خطر بيندازد.

 

 

 

كودك يك ساله دركي از خطر ندارد. نكته ديگري كه در اين مورد برشمرديم " سازماندهي " فعاليت كودك بود. پر كردن اطراف كودك از اسباب بازي هاي جورواجوري كه دوست شان دارد منجر به دستپاچگي و گيج شدن او مي شود. به جاي اين كار، هر بار تنها يك اسباب بازي در اختيار او بگذاريد و به نوبت اسباب بازي ها را عوض كنيد. تري مي گويد:"من وقتي مي خواهم كتابي بخوانم يا حساب خريدهاي روزانه ام را بكنم؛ از همين روش استفاده مي كنم، كتابم را به اتاق فرزندم مي برم و آن جا اول عروسك پشمالويش را به او مي دهم، بعد از چند دقيقه توپ را و بعد از مدتي دو تا كتاب در اختيارش مي گذارم، به اين ترتيب او مرتب مشغول بازي است و با هر اسباب بازي به نوبت حسابي بازي مي كند و سرگرم مي شود، و من هم به كارم مي رسم."

 

 

اسباب بازی

 

 

يك كودك يك ساله نياز به جهت دهي دارد، از اين رو وقتي احساس مي كنيد كودكتان آرام آرام علاقه اش را به بازي با يك اسباب بازي از دست مي دهد، با پرسيدن يك سؤال دوباره او را تحريك كنيد. مثلاً وقتي كودكتان مشغول بازي با بلوك هايش است، در حين اين كه مشغول كار خودتان هستيد بدون اين كه مستقيماً وارد بازي با او شويد، با او صحبت كنيد. مثلاً مي توانيد بگوييد:" عجب! تو سه تا مكعب رو روي هم گذاشتي. مي توني يكي ديگه هم بهشون اضافه كني؟"سعي كنيد برنامه تنها بازي كردن بخشي از برنامه روزانه بچه باشد. كلر لرنر، متخصص رشد كودكان در واشينگتن مي گويد:"

 

 

 

كليد تقويت توانايي تنها بازي كردن در بچه ها اين است كه با افزايش تدريجي زمان تنها بازي كردن، او را به اين كار عادت دهيد." البته ممكن است اولين تلاش هاي شما براي وادار كردن كودك به تنها بازي كردن بيش از چند دقيقه نتيجه ندهد و كودك پس از دقايقي كوتاه داد و فرياد راه بيندازد و شما را بطلبد، در اين هنگام سعي كنيد سريع به او پاسخ ندهيد، به او فرصتي بدهيد تا خودش با مسأله كنار بيايد. يك زمان مناسب براي ايجاد عادت تنها بازي كردن، بعد از حمام يا ناهار است، اين زماني است كه كودك راضي و خشنود به نظر مي رسد. زمان هايي كه خودتان خسته هستيد براي اين كار انتخاب نكنيد. دكتر فوي مي گويد:" خستگي و تنشي كه شما در درونتان احساس مي كنيد ممكن است در رفتار كودكتان منعكس شود."

 

 

 

در ضمن به خاطر بسپاريد كه اين فرايند هميشه با يك الگو و با يك كيفيت ثابت نخواهد بود. كودكي كه يك روز خيلي خوب خودش را به تنهايي سرگرم مي كند، روز بعد ممكن است كاملاً از اين كار امتناع كند، اما شما بايد تلاش كنيد كه فرصت هاي لازم را براي او فراهم كنيد تا تنها بازي كردن را به مرور بياموزد. پيش از اين كه شما فكرش را بكنيد خواهيد ديد كه توانسته ايد پانزده دقيقه تمام به حال خودتان باشيد و كودك كاري به شما نداشته و شادمانه خود را در دنياي بازي غرق كرده است!

 

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 47 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

اين اختلال در بر گيرنده كودكاني است كه از دستورها اطاعت نمي كنند ، از لحاظ هيجاني تحريك پذير و خشن هستند ، پيوسته از يك فعاليت به كار ديگري مي پردازند بدون اينكه هيچ يك را به سر انجام برسانند ، تمركز و توجه در كارها و يا فعاليتها و بازيها در اين كودكان پايدار نيست ، اغلب به نظر مي رسد كه حواسشان جاي ديگري است و يا گوش نمي دهند و اينطور به نظر مي رسد كه آنچه را كه گفته شده است نشنيده اند.

 

 

اكثر اين كودكان بد اخلاق ، ستيزه جو ، نافرمان و پرخاشگر هستند و با كودكان ديگر ميانه خوبي ندارند و به طور كلي لجوج ، رياست طلب و بي انضباط هستند ، رفتارهاي غير قابل پيش بيني انجام مي دهند ، مرتب در حرف ديگران مي پرند ، اشيا را از ديگران مي قاپند و به چيزهايي دست مي زنند كه اجازه آن را ندارند .

 

 

کودک پیش فعال

 

 

ين كودكان وقتي كه بزرگتر مي شوند در كارهاي گروهي مشكل دارند و در مدرسه نمي توانند يكجا آرام بگيرند به طور مكرر از جاي خود بلند مي شوند و يا از ميز آويزان مي شوند. بيش فعالي ممكن است به صورت بر قراري ، ناآرامي در جاي خود ، دويدن ، جهيدن و بالا و پايين پريدن در موقعيتهاي نامربوط ، ناتواني در ساكت ماندن و يا بيش از حد حرف زدن نيز نمود مي يابد.

 

 

 

اين كودكان معمولا در نوباوگي علائمي از خود نشان مي دهند مانند : خواب كم و گريه زياد دارند ، به نور و صدا و حرارت و ساير تغييرات محيطي به سرعت به گونه اي غير عادي پاسخ مي دهند ، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند ، معمولا در آغوش مادر آرام نمي گيرند و جيغ مي زنند و لگد مي اندازند و حتي در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارنددر اين نوع اختلال ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك ، مسئله خود به خود حل شود اما اين كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالي رفتارهاي ضد اجتماعي از خود نشان مي دهند.

 

 

 

اکثر اين كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهايي كه انجام مي دهند غير مترقبه و ناگهاني است و خطر را احساس نمي كنند.

 

به طور كلي مي توان گفت الگوي پايدار اين اختلال كمبود تمركز و توجه ، بيش فعالي و پرخاشگري است ، البته بايد اين خصوصيات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوانيم بگوييم كه كودك دچار اين اختلال شده است.

 

 

 

علل ايجاد اين اختلال هنوز به طور قطعي ناشناخته است ، عوامل متعددي از قبيل وراثت ، مشكلات و مسائل در هنگام تولد ، عوامل عصب شناختي ، حساسيت غذايي و متغيرهاي محيطي مطرح شده است اما هيچ يك تاييد و يا رد نشده اند. پژوهشها حاكي از آن است كه پسران بيشتر از دختران به اين اختلال مبتلا مي شوند.

 

 

 

در درمان اين كودكان روشهاي رفتار درماني به همراه رژيم غذايي خاص و داروهايي كه پزشك براي درمان اين اختلال تجويز مي كند بهترين نتايج را در كنترل علائم دارد.

 

والدين چنين كودكاني بايد با مراجعه به روانپزشك و يا روانشناس با شكيبايي و ثبات قدم در اين مسير به فرزندشان كمك كنند.

 

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 40 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

  • پدر و مادرها برای چه موضوعی دعوا می کنند؟

 

اينكه پدر و مادر ها ، گاهي اوقات با هم مخا لفت و گاهي هم بحث مي كنند ، يك مساله عادي است . آنها است راجع به پول ، كار هاي خانه يا اينكه وقت شان را چطور با هم بگذرانند، مخالفت كنند . گاهي درباره ي مسائل مهم كه مربوط به خانواده است و البته خيلي وقت ها هم به خاطر مسائل كم اهميت مثل اينكه شام چي باشد يا كي به خريد برود ، ممكن است مخالفتي پيش بيايد . كساني كه مدت زيادي با هم زندگي مي كنند به طور طبيعي ، گاهي با هم مخالفت يا بحث مي كنند .

 

 

 

بعضي وقت ها آنها با هم مخالفت مي كنند ولي با آرامش با هم حرف مي زنند و هر دو به هم شانس شنيدن و گفتن را مي دهند. گاهي هم مخالفت شان را با دعوا و داد زدن به هم نشان مي دهند . بيشتر بچه ها از اين مي دهند. گاهي هم مخالفت شان را با دعوي و داد زدن به هم نشان مي دهند . بيشتر بچه ها از اين دعوا ها خيلي نگران مي شوند . صدا هاي بلند و كلمات نا مهربان اوليا باعث مي شود كه آنها احساس ترس يا غمگيني پيدا كنند . حتي وقتي كه اوليا با هم قهر مي كنند و اصلا حرف نمي زنند هم ، مي تواند براي بچه ها آزار دهنده باشد .

 

 

 

 

 

گاهي بچه ها فكر مي كنند كه در دعواي اوليا مقصر هستند ، مثلا وقت هايي كه به خاطر موضوعي كه به بچه ها مربوط ميشود. در اين موقع احساس گناه و تقصير در بچه ها ايجاد مي شود . اما اين مهم است كه بچه ها بدانند كه در رفتار هاي اوليا شان هيچ وقت مقصر نيستند .

 

 

 

  • معني دعوا اوليا چيست؟

 

بيشتر وقت ها، بچه ها به اين فكر مي كنند كه منظور پدر و مادر شان از دعوي چيست ؟ ممكن است با خودشان فكر كنند كه اولياي آنها همديگر را دوست ندارند و حتي ممكن است كه فكر كنند كه معني دعوي آنها اين است كه مي خواهند همديگر را طلاق بدهند . اما دعوي پدر و مادر ها معمولا اين معاني را ندارد . اين مهم است كه بچه ها بدانند كه بزرگتر ها هم گاهي درست مثل خود بچه ها ، با هم دعوي مي كنند و در موقع دعوي ممكن است كه حرف هايي زده شود كه واقعا" منظور آنها نباشد . بعضي روز ها بزرگتر ها خسته و كم حوصله مي شوند و شايد از دست كسي عصباني باشند ، اين وقت ها ممكن است در خانه بحث و دلخوري و يا شايد دعوي پيش بيايد .

 

 

 

  • احساس بچه ها در موقع دعوا پدر و مادر ها چيست؟

 

شنيدن صداي بلند يا كلمات نا مهربان از اوليا ، معمولا بچه ها را غمگين مي كند . ديدن ناراحتي و غمگيني اوليا و اينكه نمي توانند عصبانيت خودشان را كنترل كنند ، باعث مي شود بچه ها بترسند يا احساس تنهايي كنند . موقع دعوي ، بچه ها ممكن است بيشتر نگران يكي از اوليا باشند كه بيشتر غمگين شده يا حتي بيشتر سرش فرياد كشيده شده است . يا ممكن است يكي از اوليا ،آنقدر خشمگين شده باشد كه احساس خطر پيش بيايد . گاهي هم اولياي عصباني با فرزندشان هم ، عصباني ميشوند . بعضي اوقات ، بچه ها از دعوي بزرگتر ها دل درد مي گيرند يا گريه مي كنند . يا خوابشان نمي برد يا مدرسه رفتن برايشان سخت مي شود . يكي از كار هاي مهم اين است كه اين احساس را با خود اوليا در ميا ن بگذارند تا آنها به كمك بچه ها بيايند . شايد بزرگتر ها اصلا حواسشان نباشد كه بچه ها ترسيده اند و يا به آنها علت بحث را توضيح بدهند و احساس منفي بچه ها را بر طرف كنند .

 

 

دعوای والدین

 

 

 

  • وقتي دعوا بزرگتر ها زياد طول بكشد يا زياد تكرار بشود ، چه كار بايد كرد؟

 

هر چند كه گاهي پدر و مادر ها ممكن است با هم مخالفت كنند ولي اينكه سر هم داد وفرياد كنند يا حرف هاي خيلي نامهربان بگويند و خلاصه به همديگر بي احترامي كنند ، اصلا كار درستي نيست . گاهي اوقات ، دعوي بزرگتر ها ممكن است با خشونت و هل دادن يا شكستن چيزهاي مختلف يا خداي ناكرده، زدن همديگر همراه بشود ، كه اين كارها هم ،هرگز و به هيچ وجه كار هاي درستي نيست . در اين وقت ها ، اوليا احتياج دارند كه كسي به آنها بياموزد كه چطور عصبانيت شان را كنترل كنند ! شايد بچه ها با يكي از بزرگتر هايي كه به او اعتماد دارند مثل عمو ،پدر بزرگ يا معلم ، راجع به اينكه در خانه دعوي هاي زياد يا خطر ناك ، اتفاق مي افتد و اينكه ممكن است كسي آسيب ببيند ، صحبت كنند و از او بخواهند به خانواده ي آنها كمك كند . كساني هم مثل دكتر ها مي توانند به خانواده ها كمك كنند تا راه هاي بهتر زندگي كردن و مخالفت بدون خشونت و توهين را اوليا بياموزند . هرچند كه اين كار نياز به زمان و تمرين دارد ، ولي اعضاي خانواده را به زندگي آرامتري نزديك مي كند .

 

 

 

  • اينكه اوليا گاهي با هم مخالفت كنند ، اشكالي ندارد؟

 

مخالفت ، به شرط آنكه آبرومندانه باشد ، به افراد كمك مي كند تا احساسات خود را به هم بگويند و جلوي پر شدن و منفجر شدن را مي گيرد . مهم است كه اعضاي خانواده بتوانند با هم در باره ي احساس خود گفتگو نمايند ، حتي موقع مخالفت . كا ر خوبي كه مخالفت براي آدم ها مي كند اين است كه معمولا باعث مي شو د كه يكديگر را بهتر درك كنند و احساس نزديكي بيشتري پيدا كنند .

 

اوليا هم درست مثل بچه ها مخالفت مي كنند و بعد با هم آشتي ميكنند و سرانجام همه دوباره احساس خوبي خواهند داشت . هيچ خانواده اي بدون اشكال نيست و بالاخره يك نقصي پيش مي آيد . حتي در خوشحال ترين خانه ها هم ، مساله وجود دارد و بزرگتر ها گاهي با هم بحث مي كنند . معمولا ، همه اعضاي خانواده كمك مي كنند تا زندگي براي بقيه ، شيرين تر بشود . پس ، مخالفت ، قسمتي از يك زندگي است و با كمك محبت و فهميدن همديگر ، خانواده مي تواند بيشتر مشكلات را بر طرف كند .

 

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 67 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

بدون شک والدين نقش مهمي را در کنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت در کودکان مي توانند داشته باشند.اگر والدين کودک فرصت لازم را براي سوال کردن، کنجکاوي و کشف محيط به کودکان بدهند. به طور قطع زمينه رشد و بروز خلاقيت براي کودک را فراهم ساخته اند.

 

 

اگر والدين با تشويق و تاييد رفتار کودک و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارک وسايل و لوازم بازي هاي دلخواه کودک که مجموعاً مي تواند بسيار ساده باشد قدرت تخيل و خلاقيت او را تقويت کنند، در واقع نقش بسيار مهمي را در شکوفايي خلاقيت آنان ايفا نموده اند.

 

 

 

تخیل کودکان

 

 

کودکان خلاق براي بروز و تقويت خلاقيت خود نيازمند آرامش رواني، اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي مي باشند و هرگز نبايد والدين اينگونه از کودکان، آنان را به خاطر خيال پردازي سرزنش نمايند و در واقع خلاقيت آنان را محدود سازند. والدين به جهت رشد و بروز خلاقيت کودکان شان بايد فرصت لازم براي رشد و خلاقيت بالقوه را فراهم سازند و در نيل به اين هدف بايد به تخيل کودکان و حساس بودن نسبت به آن اهميت قايل شوند.

 

 

تخيل کودکان در رشد و توسعه تکنولوژي نو نقش بسيار مهمي را مي تواند ايفا نمايد.

 

آنچه که تفکر کودکان و نوجوانان را خلاق مي سازد قدرت تخيل، رهايي از جمود فکري و فراهم بودن محرک هاي حسي و ارايه اطلاعات جديد به آنها است.

 

 

اگر تخيل کودکان و آگاهي با هم توام شوند زمينه خلاقيت نوآوري به معناي دقيق آن فراهم شده است. البته به شرط آنکه بتوانيم تخيل کودکان را شکل داده و آن را پرورش بدهيم. خلاقيت در کودکان ترکيبي است از قدرت ابتکار، انعطاف پذيري و حساسيت در مورد تفکرات معقول. هميشه و در تمام موارد شاهد اين موضوع بوده ايم که کودکان خلاق همواره فکر نو و متفاوت از ساير کودکان دارند، کودکان خلاق يک فرآيند ذهني را انجام مي دهند که يک اثر جديد يا ايده نو و متفاوت را توليد مي نمايند.

 

 


 


کودکان خلاق معمولاً داراي ويژگي هاي زيادي مي باشند که بارزترين و شاخص ترين آنها مي تواند به اين گونه باشد:

 

 

از قدرت تخيل فوق العاده برخوردارند.

 

 

داراي ابتکار در کار و تفکر منطقي مي باشند.

 

 

خود انضباطي خاص و بازيگوشي و شوخ طبعي در آنها مشهود است.

 

 

اعتماد به نفس بالا و کنجکاوي زياد مقهور عمل نمودن کار آنان است.

 

 

در موقعيت هاي اجتماعي بسيار محجوب مي باشند.

 

 

آنچه که تفکر کودکان و نوجوانان را خلاق مي سازد قدرت تخيل، رهايي از جمود فکري و فراهم بودن محرک هاي حسي و ارايه اطلاعات جديد به آنها است.

 

 

اغلب والدين به دليل عدم شناخت کافي از اهميت و حساسيت پديده تخيل و رشد خلاقيت در کودکان و در نتيجه وجود بازخوردهاي ابهام آميز نسبت به اشکال مختلف تخيل و خلاقيت و فقدان برنامه هاي تربيتي جامع براي پرورش استعدادهاي کودکان، زمينه مطلوب پرورش خلاقيت را فراهم نمي نمايند.

 

 

کودکان خلاق مي بايست در نظام آموزشي و تربيتي ما از حداکثر امکانات و تسهيلات در جهت شکوفايي خود استفاده و بهره ببرند و سرمايه گذاري براي اين کودکان يک ضرورت حياتي در رشد و خودکفايي همه جانبه جامعه قلمداد مي گردد. پيشرفت کودکان خلاق نسبت به نظرات و ايده ها و افکارشان مستلزم حمايت و پشتيباني تمام آحاد و مراکز مي باشد.

 

 

 

کودک خلاق

 

 

بالا رفتن دانش و آگاهي والدين نسبت به شناسايي کودکان خلاق خود و پرورش خلاقيت آنان عامل موثري در انجام هرچه بيشتر تحقيقات و ايجاد تسهيلات گسترده در زمينه هاي مختلف علمي و فني براي کودکان مي باشد.

 

 

اگر بگذاريم کودکان بياموزند و مهارت زندگي را بيابند، مسيري را که طراحي نموده اند براي ما ترسيم مي نمايند، اما متفاوت از شيوه اي که تکرار رفتار والدين شان باشد.

 

 

 

تنها در اين صورت است که جامعه قادر خواهد بود از ثروت واقعي خود يعني افراد مستعد، هوشمند، مبتکر و خلاق در خدمت به خلق و ساختن جامعه اي برتر حداکثر بهره را ببرد و از هرز رفتن اين نعمت و خلاقيت در آنان جلوگيري نمايد.

 

 

 

البته بايد همواره اين نکته را در نظر داشت که کودک خلاق نخست يک کودک است با نيازهاي کودکانه که بايد الزاماً مراحل رشد خود را مطابق ساير همسالان خود گذرانده و دوران کودکي را تحت شرايط و مقتضيات معين از جلوه هاي مشخص نمودارهاي رشد سپري نمايد.

 

 

 

هرگز نبايد والدين به واسطه داشتن کودکي خلاق و صاحب انديشه هاي نو، او را تحت فشار آموزش هاي گوناگون قرار دهند و وادار به حضور در کلاس هاي متعدد آموزشي نمايند؛ آزمايشگاه کودکان، محيط اطراف و جامعه او مي باشد. اگر فرصت مشاهده کردن با لمس کردن، شنيدن، چشيدن و بوييدن را به کودکان بدهيد، با استفاده از حواس خدادادي اش او دوباره نگريستن به اطراف و آموختن از محيط را تجربه خواهد نمود و محصول آن را به شيوه اي نو و پديده اي جديد توليد خواهد کرد.

 

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 34 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

بسياري از اوليا براي كمك به كودك خود در آموختن رياضيات ، سعي ميكنند به روشهاي گوناگون متوصل شوند تا مفاهيم پيچيده ي رياضي را به او بياموزند . براي اينكه كودك بهترين كمك را دريافت كند ، بايد هدف را ايجاد اشتياق هرچه بيشتر در نظر گرفت و سعي كرد تا آنجا كه ممكن است فشار را كاهش داد .

 

 

انگيزه ي يادگيري را با نشان دادن كاربرد گسترده رياضي در زندگي روزمره و اينكه خود اوليا احساس منفي خود را از رياضي به كودك القا نكنند ، مي توان قوي تر ساخت .

 

 

آموزش ریاضی

 

 

  • سعي كنيد احساس شخصي شما نسبت به رياضي ، شناخت كودك را از دنياي اعداد و محاسبات تحت تاثير قرار ندهد. زمان روش هاي آزار دهنده اي براي آموزش مفاهيم رياضي سپري شده و نگاه جديد سعي در هر چه بيشتر كاربردي تر ساختن اين آموزش دارد تا آموخته هاي كودكان با جهان واقعيت سازگارتر باشد .

 

 

  • با كاربرد روزمره رياضي در زندگي ، كودك به اهميت اين مهارت پي خواهد برد. مثلا به هنگام پرداخت صورت حساب خريد يا اندازه گيري متراژ منزل يا محاسبه وزن مواد غذايي در آشپزي ، مي توان كودك را به كمك طلبيد . با توضيح شغل هاي مختلف مثل مهندسان ، دارو سازان و ستاره شناسان ، ديد گاه او به كاربرد رياضي گسترده تر خواهد شد .

 

 

  • با صداي بلند حساب كردن در منزل يا فروشگاه ، كه روند محاسبه را به كودك نشان مي دهد نيز روش موثري است . مثلا ، وقتي كودك از شما تقاضاي شيريني مي كند با گفتن اينكه " خوب ، اگر از اين پنج شيريني يكي را تو بخوري و يكي هم خواهرت بخورد براي من و پدرت چند تا باقي مي ماند؟ " از او بخواهيد كه او هم با صداي بلند حسابش را به شما بگويد . مهمتر از جواب درست يا نادرست او ، روالي است كه او براي رسيدن به جواب استفاده مي كند .

 

 

  • بسته به علاقه كودك و البته نظر معلم او ، گاهي و نه هميشه ، ماشين حساب و نرم افزار هاي رايانه اي براي ايجاد هيجان نسبت به مفاهيم رياضي و محاسبات مفيد خواهد بود .

 

 

آموزش ریاضی

 

 

  • يك ساعت عقربه اي براي كودك تهيه كنيد . گاهي از او سئوالاتي در مورد زمان بپرسيد . مثلا : " اگر برادرت ساعت 4 بيايد ، چند دقيقه ي ديگر بايد منتظر باشيم ؟"

 

 

  • از كودك بخواهيد وزن اشيا ، لوازم منزل ، كتاب و ... را حدس بزند . خود شما هم حدس بزنيد و بعد با ترازو تعيين كنيد كه كدام يك نزديكتر حدس زده است . يك روش ديگر جمع زدن اندازه ي قد يا وزن اعضاي خانواده است تا معلوم شود در مجموع قد يا وزن خانواده شما چقدر است .اين روش براي تمرين جمع اعداد سه يا دو رقمي مناسب است .

 

 

  • بازي هاي خريد و فروش با مقدار هاي مختلف پول كودك را با مفهو م پول و محاسبه آن آشنا مي كند . بازي هايي مثل مونو پولي ،هنوز براي بسياري از اوليا و كودكان جالب است . يك بازي ديگر هم پيشنهاد مي شود: با كمك يك تاس اعداد ، اعضاي خانواده عددي را بين يك وشش بدست مي آورند و برابر آن سكه معيني -مثلا يك توماني - دريافت مي كنند ، وقتي مجموع سكه ها به رقمي قابل تعويض رسيد ، آنرا با اسكناس يا سكه ي پر ارزش تر ، معاوضه مي كنند . وقتي بودجه فرضي تمام شد ، كسي كه بيشترين ميزان پول را بدست آورده است ، برنده مي شود . در مثالي ديگر، مي توان كودك را با بودجه اي معين براي خريد لوازم يك وعده غذا به حساب دعوت كرد و ديد كه چطور بودجه بندي را مي آموزد و آيا حدس هاي او قابل انجام است؟ و اگر چنين بود بر همان اساس خريد انجام بشود .

 

 

  • يك روش براي آشنايي وي با مفهوم حجم ، وزن و نسبت اين است كه با كمك ظروف اندازه گيري از او بخواهيد مقادير برنج ، حبوبات يا مايعات را براي تهيه ي غذا پيمانه كند .

 

 

گاهي اوليا نگران توان يادگيري فرزندشان هستند . در اين شرايط ، معلمان بهترين داوري را عرضه مي كنند زيرا امكان مقايسه كودك را در كنار همكلاسان ديگر و شرايط مختلف مدرسه دارند . علائمي مانند مشكل در ياد آوري ارقام ، اشتباه نوشتن اعداد مثلا 7 با 8 يا 3 با 2 ، كلافه شدن و بيقراري هنگام كار با ارقام ، ناتواني در دنبال كردن دستور العمل هاي ساده رياضي ، ناتواني در درك مفاهيم ذهني مثل بزرگتر و كوچكتر يا قبل و بعد يا كم سن تر و مسن تر و اضطراب بالا در مورد تكاليف رياضي كه اگر همه يا اغلب شان در يك كودك ديده شود بايد با معلم كودك صحبت نمود . چون قبل از آنكه تشخيص اختلال يادگيري مطرح شود بايد اين احتمال كه شايد كودك تحت فشار زياد تر از حد توان است يا نيازمند تمرين هايي مانند آنچه در بالا ذكر شد است ، رد شود . سرانجام ممكن است اوليا و معلم ، به اين نتيجه برسند كه كمك روانپزشكي براي كودك لازم است .

 

Akbar Balinparast بازدید : 47 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

توضيح مرگ به كودكان يكى از سخت ترين كارها براى اولياست، بخصوص هنگامى كه خود آنها با غم مرگ عزيزى دست به گريبان هستند. اما مرگ يك بخش غير قابل انكار از زندگى است و چه بخواهيم و چه نخواهيم، از خيلى خردسالى، كودكان نسبت به آن كنجكاو مى شوند و به فهميدن و پرسيدن درباره روشهايى كه احساس غم مربوط به آن را به طور طبيعىنشان بدهد، علاقه مند هستند، روشهايى كه بزرگترها عزادارى مى نامند.

 


شايد باعث تعجب باشد كه بدانيد حتى كودكان ۲ ساله از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هايشان يا برنامه هاى تلويزيون از مرگ مى شنوند، يا در اطراف خود حيوانات خانگى يا خيابانى مرده را مى بينند. على رغم اين موارد، هيچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمى دانند. آنها نمى توانند مفهوم هميشگى بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت

 

 

 

 

در نظر مى گيرند.آنها تصور مى كنند كه اجساد هنوز مى خورند و مى خوابند و كارهاى هميشگى خود را انجام مى دهند، فقط با اين فرق كه اين كارها را يا در آسمانها و يا در زير خاك انجام مى دهند. حتى وقتى يكى از اوليا يا خواهران و برادران كودك درگذشته است، او نمى تواند اين اتفاق را براى آنها در نظر بگيرد.

 

 

كودكان به روشهاى مختلف نسبت به مرگ واكنش نشان مى دهند:

 

 

اصلاً تعجب نكنيد اگر كودك ۲ ساله اى در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند يا كودك ۵ ساله اى نخواهد به مهد كودك هميشگى اش برود، چرا كه كودك در جست و جوى علت پريشانى و غمگينى بزرگترها است و مى خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغيير كرده است. او با خودش فكر مى كند چرا به ناگهان جهان اطرافش اين همه نگران كننده شده است. از سوى ديگر، ممكن است كودكى هم باشد كه اصلاً واكنشى به مرگ نشان ندهد يا گاه گاهى در بين شادى و خوشحالى هاى كودكانه اش به ياد آن بيفتد كه اين هم كاملاً طبيعى است و دليل سنگدلى كودك نيست! اصولاً كودكان اين مفهوم را كم كم و به آهستگى درك مى كنند و نبايد انتظار داشت كه همه موضوع را در يك لحظه يا يك روز بفهمند و حتى بسيارى از آنها تا وقتى كه كاملاً احساس امنيت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمى دهند، يعنى فرايندى كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بينجامد، بخصوص اگر مرگ عزيزى را شاهد بوده باشند.بعضى از كودكان رفتارهايى انجام مى دهند كه به نظر عجيب مى رسد. مثل بازيهاى تشييع جنازه يا اداى مردن كسى را درآوردن. اين هم امرى طبيعى است، حتى اگر به نظر بزرگترها غير معقول باشد. بنابراين، اين روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نبايد از كودك گرفت.

 

 


احساسات خود را در مورد مرگ توضيح بدهيد.
سوگوارى يك قسمت بسيار مهم براى التيام غم مرگ عزيزان است و اين هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نبايد با سوگوارى شديد، وحشت زده كرد، ولى از طرفى هم نبايد مسأله را بى اهميت جلوه داد. به كودك بايد توضيح داد كه بزرگترها هم نياز به گريه كردن دارند و اينكه ما به خاطر از دست دادن كسى ناراحت هستيم. در غير اين صورت، كودك كنجكاوانه تغييرات خلقى شما را درك مى كند و بخصوص وقتى حس كند مسأله اى وجود دارد، ولى شما سعى در مخفى كردن آن داريد، نگران تر مى شود.

 

 

 

به سؤالات كودك پاسخ دهيد. كنجكاوى كودكان درباره مرگ يك امر عادى است و نبايد از سؤالات آنها فرار كرد، بلكه بهتر است از فرصت پيش آمده استفاده كرده و به كودك كمك كنيم تا بتواند با مسأله از دست دادن ديگران روبرو بشود.

 

جوابهاى آسان و كوتاه عرضه كنيد. كودكان قدرت درك اطلاعات پيچيده و سنگين را ندارند. بنابراين سعى كنيد براى توضيح مرگ وارد جزئيات و بحثهاى پيچيده آن نشويد. آنچه براى كودكان بخصوص زير ۵ سال درك بهترى دارد، توضيح مرگ به عنوان توقف تمام كارهاى جسمانى است. مثلاً به او گفته شود مردن اين گربه يعنى اينكه او ديگر راه نمى رود يا غذا نمى خورد و چيزى را نمى بيند و هيچ دردى را احساس نمى كند و جسم آن ديگر كار نمى كند.

 

 

كودكان نياز دارند در مورد خودشان اطلاعاتى داشته باشند. ممكن است بپرسند كه «من كى مى ميرم؟» كه در جواب بهتر است گفته شود «هيچ كس نمى داند كه كى كسى مى ميرد، ولى بيشتر ما زمان خيلى خيلى زيادى زندگى مى كنيم. من مطمئنم كه تو تا وقتى كه خيلى پير بشوى، زندگى مى كنى.» يا ممكن است كودك بپرسد: «مامان، تو كى مى ميرى؟» اين سؤال معمولاً براى اوليا خيلى تكان دهنده است. عملاً منظور كودك از اين نوع سؤال اين است كه آيا تو از من مراقبت مى كنى و يا چه كسى بعد از اين از من مراقبت مى كند، بنابراين بهتر است به كودك گفته شود «مامان قوى و سالم است و خيلى خيلى وقت زيادى، پيش تو خواهد ماند.» حتى به كودكان زير ۵ سال توصيه مى شود اوليا بگويند «مامان نمى ميرد»، «بابا نمى ميرد».

 

 


بنابراين اگر اينگونه جواب بدهيم كه «فرزند عزيزم همه ما يك روزى مى ميريم» براى كودك مانند اين است كه بگوييم ما همين امروز مى ميريم.

 




واژه هاى مسأله ساز



در بخش نخست مقاله، به چگونگى نگاه كودكان به مقوله مرگ و اينكه آنها نمى توانند مفهوم هميشگى بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مى گيرند، اشاره شد. و همچنين نكته هايى براى ايجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پايانى ، ساير نكات مهم در اين زمينه مورد بررسى قرار مى گيرد.

 

 

 

 

از عبارت هايى كه به يك امرخوب اشاره مى كند، پرهيزكنيد.عبارت هاى معمول بزرگترها درمورد مرگ مثل «درآرامش استراحت كردن» يا «خواب ابدى» يا «رفتن به يك جاى دور» براى خردسالان بسيارگيج كننده است.
پس نگوييد كه «پدربزرگ خوابيده است» يا «به يك جاى دوررفته است». كودك ممكن است با اين توضيحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فكركند كه او هم ممكن است بخوابد و ديگر برنگردد، يا اگر شما به خريد و كار برويد، فكركند كه شما هم برنمى گرديد. مرگ را هرچه قابل لمس تر براى او توضيح بدهيد مثلاً بگوييد: «پدربزرگ خيلى خيلى پيرشده بود و بدن اش قادر به كاركردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مريض بوده اطمينان حاصل كنيد كه كودك بفهمد مريض شدن مثل سرماخوردن معنى مردن نمى دهد. به او توضيح بدهيد كه اين مريضى ها نمى تواند كسى را بكشد.

 

 


درمورد كاربرد واژه هاى خداوند و بهشت با احتياط كامل رفتاركنيد.دقت كنيد اين مفاهيم را براى يك كودك ۵ساله يا حتى كوچكتر به كار مى بريد و هدف شما اين است كه او را آرام كنيد. پس مراقب باشيد او را بيشتر گيج و مضطرب نكنيد.

 


براى مثال اگر بگوييد «مادربزرگ الآن خيلى خوشحال است چون توى بهشت است» كودك فكرمى كند «چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است اگر همه كسانى كه دور و برمن هستند، اين همه ناراحتند؟!» يا مثلاً بگوييد كه «عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پيش خودش برد.» كودك فكرمى كند اگر خدا عمو را پيش خودش برده چون خوب بوده پس ممكن است مامان، من يا هركس خوب ديگرى را نيز پيش خودش ببرد!!» يا «اگر من هم خيلى خوب باشم مى توانم برم پيش خداوند و بابابزرگ را ببينم» يا اينكه «سعى كنم كه بچه بدى باشم تا بتوانم بيشتر پيش بابا و مامان بمانم!» بنابراين عبارتى به كار ببريد كه او را نگران تر نسازد. مثلاً بگوييد: «ما خيلى ناراحتيم كه بابابزرگ ديگر پيش ما نيست و ما خيلى دلتنگ او مى شويم ولى اين خوب است كه بدانى او الآن پيش خداوند است.»

 

 

 

منتظر واكنش هاى مختلفى ازسوى كودك باشيد.كودكان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه يا خشم نيز پيدامى كنند. بخصوص اگر متوفى يك فرد نزديك خانواده باشد.

 


مثلاً كودك ممكن است فكركند خواهرش به خاطر حسادت هاى او مرده است يا چون او خواهرش را كتك مى زده و اذيت مى كرده، مرده است و از اين احساس به احساس گناه شديد برسد.

 


گاهى ممكن است كودك نسبت به متوفى خشمگين بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، يا حتى نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.

 


ازسوى ديگر كودك ممكن است با بروز رفتارى كاملاً بى تفاوت شما را متعجب كند مثلاً بگويد«حالا كه بابا پيش ما نيست، من راحت تر مى توانم بازى كنم!» از اينگونه عبارات تعجب نكنيد و آنها را به حساب ناتوانى كودك از درك مفهوم پيچيده مرگ بگذاريد.

 

 


كودكان نمى توانند آنطور كه بزرگترها معنى و اثر مرگ را درك مى كنند، اين موضوع را درك كنند، بنابراين چنين كودكانى سنگدل و بى احساس نيستند.

 

 

 

انتظار تكرار سؤالات كودك را داشته باشيد.سؤالات تكرارى درمورد مرگ و توضيح علائم غم و ناراحتى براى كودك ممكن است مدت ها به طور بينجامد. حتى با بزرگترشدن وى و رشد مهارت هاى شناختى او، سؤالات تازه ترى مطرح مى شود.

 

 


نگران نباشيد كه توضيحات شما ناقص بوده، چرا كه سؤالات تكرارى كودكان يك امر طبيعى است. تنها كارى كه بايد بكنيد اين است كه با صبر هرچه تمامتر به آنها پاسخ دهيد.

 

 

به كودك كمك كنيد خاطرات خوب فرد فوت شده را به ياد بياورد. صحبت از شيرينى با او بودن و اجازه تعريف از گذشته دادن به كودك خيلى آرامش مى دهد. كودكان به روش هاى قابل لمس براى سوگوارى نيازمند هستند، بنابراين به جاى شركت درمراسم تدفين، كودك زير۵سال مى تواند در خانه شمع روشن كند يا يك آواز براى فرد درگذشته بخواند، تصوير او را بكشد يا در مراسم ديگر سوگوارى شركت داده شود.

 


دادن يك وسيله از فرد فوت شده به كودك، براى ايجاد احساس آرامش در او بسيار مؤثر است؛ مثلاً مى توان يك گردنبند از مادربزرگ را دراتاقش گذاشت.

 

 

گاهى اوقات مادر به علت سقط جنين بيمار، دچار سوگ مى شود. دراين موارد كودك نيز نگران مادر مى شود حتى بدون اينكه بداند حاملگى و تولد چه معنى مى دهد. او ممكن است احساس گناه كند و يا به سوگ ازدست رفتن نقش خواهر يا برادر بزرگترشدن خودش بنشيند كه شما ازقبل به او وعده داده بوديد. دراين مواقع، كودك احتياج دارد مطمئن بشود اينگونه مرگ و مير خيلى نادر است، بخصوص اگر شما قصد باردارى ديگرى داريد. به كودك بايد توضيح داد «بچه فوت شده به اندازه كافى بزرگ نشده بود كه بتواند به دنيا بيايد و بيرون شكم مامان زندگى كند». به كودك خود اجازه بدهيد با كشيدن يك نقاشى يا درست كردن يك كاردستى دراين باره سوگوارى خود را نشان بدهد.

 

 

درمواقعى كه از تلويزيون يك حادثه را مشاهده مى كنيد، كودك شما اضطراب و نگرانى شما را درك مى كند. بنابراين به او بگوييد «از اينكه مردم ناراحت شده اند و با سختى روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولى دركنار تو، كودكم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم كرد.»

 




سعى كنيد كه كودك هرچه زودتر به زندگى هميشگى و روزمره اش برگردد، فعاليت ها و برنامه هاى هميشگى به كودك كمك مى كند كه زودتر احساس امنيت و آرامش كند.

 



در شرايط دشوارى كه خود شما ازيك غم بزرگ دررنج هستيد، انتظار رفتاركامل و بدون اشكال ازخود نداشته باشيد. دراين مواقع، ممكن است شما جلوى كودك گريه كنيد يا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشيد كه اينها همه طبيعى است. بنابراين از دوستان و اقوام كمك بخواهيد و به ياد داشته باشيد هرچه شما به خودتان بيشتر كمك كنيد تا با مسأله سوگ كنار بياييد، به كودكتان نيز بيشتر مى توانيد يارى برسانيد

 

 

 

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 36 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

مسائل دفعي كودكان يكي از مهمترين مسائل دوران كودكي و از عمده ترين نگرانيهاي احتمالي خانواده ها به شمار مي رود. اختلالات دفعي در كودكان انواع مختلف دارد كه ما در اين مبحث به نگهداري مدفوع و خودداري از اجابت مزاج در كودكان مي پردازيم.


 

اختلال در دفع مدفوع مي تواند دلايل متعددي داشته باشد.



يبوست ، اهمال در آموزش توالت رفتن ، واكنش جويي هاي كودك و مشكلات عضوي گوناگون مي تواند عوامل سبب ساز اين اختلال باشد.

 


اين كودكان اغلب شكمهاي باد كرده دارند و ممكن است از نيز رنج ببرند ، اكثر اين كودكان دچار يبوست هستند و يا گاهي بدون هيچ دليل عضوي از رفتن به توالت و دفع مدفوع امتناع مي ورزند.

 

 

اختلالات دفعی در کودکان

 


در كودكاني كه دچار يبوست هستند ، به علت درد ناشي از عبور و تخليه مدفوع به دليل كوچك بودن مخرج انتهايي ، كودك از توالت رفتن وحشت دارد و با جلوگيري از انجام عمل دفع ، يبوست سخت تري را موجبمي شود. ، هنگامي كه كودك تجربه نا خوشايندي از رفتن به توالت داشته باشد ، ترس و تنفر از آن مكان برايش به وجود مي آيد و در نهايت باعث مي شود كه مدفوع خود را نگه دارد.

 

 

 

و در كودكاني كه دچار يبوست نيستند و بدون هيچ دليل عضوي ، از توالت رفتن امتناع مي ورزند، بروز چنين رفتاري در اين كودكان مي تواند دلايل گوناگوني داشته باشد كه از مهمترين آنها مخالفت با والدين و مبارزه براي دستيابي و كسب قدرت و به دست آوردن توجه والدين كه از اين شرايط ناراحت مي شوند و يا گاهي اين كودكان از كثيف كردن خود در توالت مي ترسند ، زيرا در گذشته به اين علت تنبيه شده اند و در نتيجه سعي مي كنند مدفوعشان را در خود نگه دارند تا از اين طريق نظم را رعايت كرده باشند.

 

 

 

بعضي از والدين انتظارات خيلي زياد از پاكيزگي و تطابق كودكان دارند و همچنين گاهي تعاملات غلط و منفي بين كودك و خانواده مي تواند سبب بروز اين مشكل شود.

 

 


سبب شناسي

 

در بروز اين اختلال نظريات مختلفي وجود دارد كه ما به دو نظريه بزرگ كه در اين زمينه وجود دارد مي پردازيم كه اولين آن فرضيه از ديدگاه روانكاوي است كه فرويد بنيانگذار آن است .

 

 

از نظر روانكاوان ، كودك خردسال مي تواند از اين راه پدر و مادرش را راضي نمايد و توجه آ نها را جلب نمايد و همچنين گاهي با حفظ مدفوع مي خواهد لذت جسماني ببرد و يا كودك از طريق دفع مدفوع احساس ترس از دست دادن چيزي را دارد كه در نهايت اين گونه كودكان در بزرگسالي خويي صرفه جو و لجوج و منظم پيدا مي كنند.

 

 

 

و فرضيه دوم كه رويكرد رفتاري مي باشد ، افراد اين گروه معتقد هستند كه كودك آموزش استفاده از توالت را نياموخته و يا غلط آموخته و يا اين امر را وسيله اي براي بر انگيختن واكنش حتي منفي والدين مي داند و همچنين ممكن است نتيجه رفتارهاي اجتنابي مانند ترس از توالت رفتن مانند درد هنگام يبوست و غيره باشد.

 

 


درمان

 

 

به طور كل در درمان اين اختلال ، مطالعات پژوهشهاي مختلف بيانگر آن هستند كه درمانهاي رفتاري وسيله مطمئني براي درمان اين اختلال به شمار مي آيند.

 

در كودكاني كه دچار يبوست هستند بايد با روشهاي مختلف سعي در از بين بردن يبوست كرد ، مي توان براي از بين بردن يبوست حبوبات ، غلات و انواع سوپ و سبزيجات و ميوه هاي تازه را در برنامه غذايي كودك افزايش داد تا يك اجابت مزاج خوب به وجود آيد ، تجارب مكرر بدون ناراحتي از دفع مي تواند به كودكي كه تجارب دردناكي را در گذشته تجربه كرده ، كمك كند.

 

 

و حال كودكي كه به علل اختلال عاطفي و بدون هيچ علت عضوي ، حالت قبض مدفوع دارد ، در درمان اين كودكان ابتدا مي بايستد شرح حال دقيقي از وضعيت آنها به دست آورد تا بتوان علت حبس مدفوع را مشخص كرد و در صورت وجود تنشهاي خانوادگي و تعامل منفي والدين و كودك و يا وجود استرس و ترس آنها را از بين برد.

 

 

پژوهشهايي كه عمدتا از بررسي مربوط به آموزش كنترل مدفوع تشكيل مي شود قويا مبين آن است كه آموزش توام با سختگيري و تنبيه منجر به ايجاد خصومت در كودكان مي شود كه در اين مرحله بايد علل لجاجت و خصومت كودك با والدين مشخص شود تا بتوان آنها را از بين برد.

 

 

همچنين عده اي از كودكان وجود دارند كه مدفوع را جزئي از وجود خود مي دانند كه در اين صورت بايد والدين براي كودك بدنش را به شكل خيلي ابتدايي تشريح كنند و در مورد چگونگي به وجود آمدن و خروج مدفوع را برايش توضيح دهند تا كودك بداند كه مدفوع جزئي از بدن او نيست و نياز به خروج دارد.

 

 

و يا كودكاني هستند كه از محيط توالت مي ترسند و به اين علت از رفتن به آنجا امتناع مي ورزند كه بايد در اين صورت ترس كودك را شناخت ، با او به توالت رفت محل قرار گرفتن ادرار و مدفوع را به او نشان داد يا اگر از صداي سيفون مي ترسد بايد به همراه او سيفون را كشيد و برايش توضيح داد كه چه عملي را انجام مي دهد و بي خطر مي باشد ، كودك را براي صحبت كردن در مورد ترسهايش تشويق كنيد ، كودك را بطور آزمايشي بر روي توالت بنشانيد تا متوجه شود كه به درون آن نمي افتد ، يك اسباب بازي مخصوص كه كه كودك دوست دارد در توالت بگذاريد كه كودك تشويق شود و برايش محيط مطبوعي به وجود آيد ،

 

 

يكي ديگر از عواملي كه باعث مي شود كودك از رفتن به توالت خودداري كند ممكن است به اين علت باشد كه برخي از والدين از مكان توالت براي تنبيه كودك استفاده مي كنند كه اينكار موجب نا امن شدن محل توالت براي كودك شده و او در آنجا احساس ترس مي كند ،در نهايت والدين بايد سعي كنند به دقت كودك خود را بشناسند تا از اين طريق بتوانند او را درك كنند و مسائل او را حل نمايند

Akbar Balinparast بازدید : 36 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

ماساژوشناخت احساسات

 

 

ماساژ كودك، یكی از زیباترین راه‌های شناخت احساسات و ایجاد آرامش خاطر كودكان است. ۱۰ دقیقه ماساژ ۲‌تا‌۳ بار در هفته می‌تواند به ارتباط بین كودك و مادر و در جلوگیری از بیماری‌ها موثر باشد.

 


دكتر مامك شریعت، متخصص بهداشت مادر و كودك و معاون پژوهشی مركز تحقیقات مادر، جنین و نوزاد در گفتگو دراین‌باره می‌گوید: ماساژ كودكان از بدو تولد تا پایان شیرخوارگی در رشد عاطفی و روانی، تكامل اجتماعی و هوشی كودك تاثیر بسزایی دارد.

 


به گفته این متخصص، مهم‌ترین اصل در ماساژ كودك، رضایت كامل مادر یا فرد ماساژدهنده از عملی است كه انجام می‌دهد؛ چراكه بایستی در او به حد كافی اعتماد ایجاد شده و باور داشته باشد كه ماساژ، تاثیرات مثبت فراوانی دارد یا حداقل هیچ‌گونه ضرری برای كودك ندارد.

 


پیش از این تصور بر این بود كه ماساژ بیشترین تماس و تحریك پوستی را برای كودك ایجاد می‌كند و تنها برای نوزادان نارس، بسیار كم‌وزن یا نوزادان مبتلا به اختلالات تكامل مفید است، ولی امروزه مشخص شده است كه ماساژ در یك كودك كاملا سالم و بدون مشكل می‌تواند در افزایش سرعت رشد و تكامل عصبی بخصوص تكامل بهینه در تعاملات اجتماعی و هوشیاری كودك موثر باشد.

 


دكتر شریعت با اشاره به این كه هنگام ماساژ، نوزاد یا شیرخوار باید سرحال و خوشحال باشد، می‌افزاید: كودك هنگام ماساژ باید سیر بوده و احساس گرسنگی نكند و مادر از تمیز بودن پوشك وی مطمئن باشد و خود با سرحالی و رضایت كامل، كودك را ماساژ دهد.

 


● مراحل ماساژ

 


این پزشك متخصص اظهار می‌كند: در مراحل اولیه ماساژ، مادر باید دست‌های خود را شسته و آنها را به روغن بچه یا روغن زیتون آغشته كند و ماساژ را شروع كند و از آنجا كه در این عمل باید دست‌ها به روی بدن برهنه نوزاد حركت كند، لذا دمای محیط نیز باید گرمای مطلوب و مناسبی داشته باشد.

 


به گفته وی، بهتر است ماساژ را از سر و صورت شروع و از خط وسط به سمت خارج پیشانی، گونه‌ها، زیر چانه و بالای لب حركت و به آرامی گونه‌ها را نوازش كرد.

 


به گفته معاون پژوهشی مركز تحقیقات مادر، جنین و نوزاد، بهتر است در مرحله بعد تنه را از بالا به پایین یا برعكس با انگشتان دست ماساژ داد (ابتدا جلو، شكم و سینه و سپس پشت)‌.

 


وی اذعان می‌كند: ماساژ دست‌ها و پاهای كودك باید از بالا به پایین به صورت حركات دورانی و چرخشی باشد و با انگشتان خود، كف دست و پای كودك را دورانی ماساژ داد و یك‌به‌یك انگشتان دست و پای نوزاد را تحریك كرد.

 


طبق تحقیقات صورت گرفته بهتر است پس از عملیات ماساژ حركات آرام نرمشی و ورزشی دست‌ها و پاها را انجام داد و این اعمال از ۵ تا ۱۰‌دقیقه به طول می‌انجامد و روزی ۲ الی ۳ مرتبه تكرار شود.

 


دكتر شریعت با بیان این كه اگر كودك از دل درد یا كولیك رنج می‌برد حركات ماساژ دورانی دور ناف و پشت (كمر)‌ و جمع شدن پاها داخل شكم، می‌تواند در آرامش كودك موثر باشد، می‌افزاید: دانستن این نكته مهم است كه برقراری ارتباط عاطفی در بشر از دو طریق محاوره و تحریك پوستی صورت می‌گیرد كه در دوران نوزادی و شیرخوارگی بیشتر این امر با تحریك پوست امكان‌پذیر است.

 


● ماساژ و ارتباط با كودك

 


مطالعات نشان می‌دهد ارتباط غیركلامی همچون ماساژ كودك می‌تواند رابطه متقابلی بین مادر و كودك ایجاد كند تا حدی كه در آینده نیز این ارتباط باعث صمیمیت هرچه بیشتر طرفین می‌شود، ولی آنچه كه بهتر است قبل از ماساژ انجام داد، این است كه مالیدن روغن به بدن كودك، بدن او را لغزنده می‌كند پس باید هنگام بلند كردن كودك مراقب بود تا لیز نخورد و اگر احتمال می‌دهید كه كودك نسبت به دانه‌های روغن یا فرآورده‌های آن حساسیت داشته باشد، از روغن‌هایی استفاده كنید كه عاری از هرگونه تركیبات مصنوعی است و اگر كودك تب دارد و علامت تب او را نمی‌دانید، از ماساژ دادن او خودداری كنید.

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 45 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

بسیاری از متخصصین معتقدند که بهتر است کودکان زیر ۳ سال اصلا با کامپیوتر و بازیهای ویدیویی آشنا نشوند و تا آنجا که ممکن است با اسباب بازی های قابل لمس و واقعی مثل لگو و خانه سازی و ... سرگرم شوند.



بعبارت دیگر اسباب بازیهای انتزاعی برای این سن مناسب نیست . اما اگر کودک زیر ۵ سال شما قبلا دسترسی به این بازیها پیدا کرده است و این امر بعنوان عادتی برای او در امده است ، باید هم اکنون به فکر شروع قانون و تعیین حدود برای بکارگیری این بازی ها باشید .



ابتداد باید فهمید که چقدر او بازی کامپیوتری انجام می دهد و در بقیه زمان آزادش چه کارهایی می کند .

 

 

بازی های کامپیوتر

 


اغلب متخصصان رشد کودک پیشنهاد می کنند که مجموع زمان استفاده از صفحه نمایشگر _ که شامل صفحه تلویزیون ، تماشای فیلم ویدیو و کارتون ، جستو جو در اینترنت ( برای کودکان بزرگتر ) و بازیهای ویدیوئی می شود _ باید بین یک ساعت تا حداکثر دو ساعت در روز تعیین شود .



اگر کودک شما ۴۵ دقیقه در روز ، بازی کامپیوتری دارد و بعد یک برنامه تلویزیونی می بیند و مدتی را هم مشغول فعالیت فیزیکی و جست و خیز است ، عملا جای نگرانی نیست . ولی اگر ساعت ها جلوی کامصیوتر باشد و به دسته بازی بچسبد ، یعنی بیش از حد مشغول بازی کامپیوتری است .

 

 



این چند پیشنهاد را برای به کنترل درآوردن مدت بازی کامپیوتری او طرح می کنیم



قبل از ارائه بازی کامپیوتری یک محدودیت زمانی مشخص را به کودک اطلاع دهید . برای کودکان در این محدوده سنی می توانید از ساعتهای زمان دار که معمولا در آشپزخانه ها بکار می رود ، استفاده کنید . مثلا به او بگویید تا این ساعت زنگ بزند می توانی بازی کنی و عدد آن را برای مثال روی ۳۰ دقیقه قرار دهید . وقت بازی که به سر آمد اگر کودک به قانون اهمیت داد او را تشویق کنید و برای تمام کردن بموقع بازی پاداش دهید .ولی اگر زمان را ندیده گرفت یا برای زمان بیشتری وارد چانه زنی شد ، به آرامی قوانین بازی را به او توضیح دهید . اگر مخالفت ادامه داشت می توانید بازی با کامپیوتر را به عنوام نتیجه قانون شکنی ، برای مدت محددی متوقف کنید ، مثلا زمان بازی فردای کودک را بگیرید.



برای این اعتراص کودک که " الان من وسط بازی ام . اینجا جای خیلی حساس بازی است و .. " راه حلی بیندیشید . اعلب بازیه های کامپیوتری ، قابلیت ذخیره سازی بازی را دارند . بنابراین ، بدون خراب شدن بازی، کودک قادر است وسط بازی هم، همه چیز را دست نخورده برای نوبت بعدی ذخیره کند . شاید لازم باشد که این ذخیره سازی را به او یاد بدهید.



چند سرگرمی دیگر برای وقتی که "زمان بازی تمام شده است " برای کودک در نظر بگیرید . مثل کمک در آشپزی به مامام یا کتاب خواندن با بابا یا مامان ، نقاشی کشیدن و ...این کار به انحراف توجه او از ابزی کمک می کند و راحت تر دست از کامپیوتر می کشد.



به او بگویید قبل از بازی کامپیوتری باید همه کارهایش مثل جمع کردن اتاق و اسباب بازیهایش را انجام داده باشد . یا مثلا قبل از برنامه تلویزیون مورد علاقه باید این کارها انجام شده باشد.



از قرار دادن کامپیوتر در اتاق کودک و هرجائی که او بتواند دور از چشم شما به بازی مشغول شود ، خودداری کنید . بطور کلی بهتر است که کامپیوتر در محلی که جنبه عمومی تر دارد مثل اتاق نشمین قرار داده شود و جلوی آن نیز امکان نشستن برای دو تا سه نفر فراهم آید تا هم کاربرد این وسیله زیر نظر باشد و هم بعنوان یک وسیله، به اجتماعی شدن کودک کمک کند.



عده ای معتقدند که کامپیوتر باعث ایزوله شدن کاربر و ایجاد بیماریهایی مثل چاقی و تغییر یافت اسکلت بدن ( قوز، انحراف مهره های ستون فقرات و ... ) می شود و البته چنبه های مثبت به کارگیری کامپیوتر در آموزش کودکان نیز غیرقابل انکار است : مواردی مثل دیکته، ریاضی و درک متون و خیلی از مهارتهای دیگر . همچنین تقویت مهارت حرکتی ظریف کودکان و سرعت عمل آنها با این بازیها عملی است . اما چراغ خطر مهم این است که کامپیوتر جای روابط اجتماعی کودک را بگیرید و کودک به جای پیدا کردن دوست با این وسیله ارتباط برقرار کنند که این حالت حتی در کودکان فربیک هم به مراتب تقویت می شود و عملا کودک در یک حلقه معیوب قرار می گیرد.

 

Akbar Balinparast بازدید : 41 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

در این حالت کودک به علت : دیدن خوابهای ترسناک از خواب بیدار می شود و اغلب بخشی از خوابی که موجب ترس وی شده و یا تمامی آن را به یاد می آورد. در این زمان کودک اکثرا در رختخواب خود می نشیند و فریاد می کشد و یا گریه می کند و یا به طرف اتاق خواب و تخت والدین می آید و از آنها تقاضای کمک می کند.



گاهی هم ممکن است کودک دچار وحشت شبانه در خواب شود و با صدای بلند در خواب داد بکشد و گریه کند اما از خواب بیدار نشود.

 

 

 

کابوس کودکان

 

 

علل و موجبات اصلی کابوسها ممکن است:

 

بر اثر رویدادها و مسائل ترسناکی باشد که کودک در طی روز در تلویزیون می بیند یا در داستانها و کتابها می خواند و یا اطرافیان تعریف می کنند و یا اصولا مسئله ای باشد که کودک خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها، مشکلات احساسی و در بچه های بزرگتر مشکلات در مدرسه و شاید سختی تکالیف درسی و غیره



همچنین کابوسهای کودک می تواند تاثیراتی از اعمال روزانه باشد، یک روز فشرده و سخت می تواند باعث کابوس هنگام خواب شود . البته خوابهای وحشتناک می تواند از تخیل کودک هم شکل بگیرد بدون اینکه معنای خاصی داشته باشد .



در بچه های کوچک این خوابها قسمتی از رشد آنهاست و وقتی از خواب می پرند بلافاصله به خواب می روند و در فردا آن روز چیزی به یاد نمی آورند.



هر کابوسی به این معنی نیست که مسئله ای وجود دارد .



در کودکان تب، مریضی، زیاد یا دیر خوردن غذا می تواند نقش مهمی در کابوس داشته باشد.

 



نحوه بر خورد والدین هنگام دیدن خوابهای وحشتناک به این گونه است که:



هنگامی که کودکی در دل شب فریاد کشید، بی آن که از خواب بیدار شود ، باید او را نوازش کرد و آرام در گوشش لالایی نجوا کرد و در این هنگام نباید کودک را حتی الامکان از خواب بیدار کرد.



ا ما زمانی که کودکتان از صدای فریاد خودش بیدار شد ، همچنان وحشت زده و ترسیده است او را در آغوش بگیرید و یک لیوان آب به او بدهید و او را نوازش کنید و با صدای آهسته برایش تعریف کنید که این فقط یک خواب بود و گذشت ، آنچه که دیدی همه در خواب بود.



حتی اگر کودک معنی واژه رویا (خواب) را هنوز یاد نگرفته باشد ، طنین آرام بخش صدایتان او را تسکین خواهد داد و به او خواهد فهماند که آنچه که دیده واقعیت نداشته است ، و اگر کودک باز هم بی قراری کرد می توان چراغ را روشن کرد و گفت بیا به دنبال آن چیزی که می ترسی بگردیم و یا به او بگوییم چراغ را برایت روشن می گذارم.



ا لبته امکان دارد که در بعضی موارد، صحنه های از آن کابوس وحشتناک در ذهنش دوباره تکرار شود و از ترس اینکه دوباره آن منظره های وحشتناک را ببیند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد، توصیه ای که در این زمان وجود دارد این است که موضوع خوابی را که کودک عنوان می کند را به شکل دیگری به پایان برسانیم به این شکل که مثلا اگر خواب اژدها را دید به او بگوییم که در انتها تو شمشیری داشتی و اژدها را کشتی.



سعی کنید وقتی کودک خواب ترسناک می بیند و به طرف تخت شما می آید او را به تخت خودش باز گردانید چون بعدا خیلی مشکل است که شب های بعد در اتاق خودش به خواب رود و سعی کنید پیش کودک تا به خواب رفتن وی بمانید و بعد اتاق او را ترک کنید.

 

 

کابوس کودکان

 

 

هنگامی که احساس می کنید دیدن کابوس در کودکتان به علت این است که ذهنش مشغول مسئله ای است باید دقت کنید که چه چیزی در زندگی کودک تغییر یافته است.ا

 

لبته باید از خود کودک کمک گرفت و یک سئوال باز و دقیق پرسید مثلا دیشب چه خوابی دیده بودی؟ یا دقیقا از چه چیزی می ترسی؟ و بگذاریم خودش تعریف کند و سعی کنیم بین صحبتهایش حرف نزنیم با دقت گوش کنیم زیرا کودک با این عمل ما احساس خواهد کرد که وی را درک می کنیم.



البته در کودکانی که کوچکتر هستند نباید انتظار داشته باشیم که خوابشان را واضح بتوانند بیان کنند زیرا کودکان در سنین پائین نمی توانند دقیقا خوابی را که دیده اند به روشنی برای دیگران تعریف کنند و فقط ممکن است یک لغت بگویند مثل: زن بد جنس یا سگ بزرگ.



در این صورت باید به آنها گفت که در واقعیت و در اتاق او چیزی وجود ندارد و می توان به همراه کودک همه جای خانه را جستجو کرد.

 

 

پیشگیری


شبها سعی کنید همیشه یک چراغ خواب در اتاق کودک روشن باشد و در تاریکی قبل از اینکه کودک به خواب رود به وسایل در اتاق کودک نگاه کنید که بد نمانده باشد مثلا سایه یک صندلی ممکن است برای کودک ایجاد ترس کند. و یا می توان یک عروسک به کودک داد و یا در اتاق او آویزان کرد و به او بگویید که این عروسک جلوی خوابهای بد را می گیرد.



سعی کنیم کودکان قبل از به خواب رفتن فیلمهای خشن و ترسناک نبینند و یا بازیهای خشن و هیجان انگیز انجام ندهند ، سعی کنید قبل از به خواب رفتن کودک برایش قصه بخوانید(البته نه قصه های هیجان انگیز) و یا یک مسئله که برای کودک جالب است برایش تعریف کنید و به او بگویید :امیدوارم امشب در موردش خواب ببینی.


شما می توانید یک موقعیت روحی خوب و آرامش قبل از خواب، برای کودکتان ایجاد کنید.

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 47 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

اگر کودک شما شروع کرد به گریه کردن چه کاری باید انجام دهید؟ یک یا چند مورد از تکنیک های زیر را آزمایش کنید تا آرامش مجددا به فرزندتان باز گردد. در حین تلاش خود باید سعی کنید متوجه شوید

 

 

گریه کودکان

 



چگونه کودک گریان را آرام کنیم؟



تمام بچه ها گریه می کنند. و زمانیکه به سن دو هفتگی می رسند عادت می کنند بعد از ظهر ها گریه و زاری را شروع کنند و تقریبا تا دو ساعت به طور مکرر به این کار ادامه دهند.



اگر کودک شما شروع کرد به گریه کردن چه کاری باید انجام دهید؟ یک یا چند مورد از تکنیک های زیر را آزمایش کنید تا آرامش مجددا به فرزندتان باز گردد. در حین تلاش خود باید سعی کنید متوجه شوید که کودک قصد دارد با زبان بی زبانی چه چیزی به شما بگوید. با بهره گیری از روش آزمون و خطا و کمی صبر و حوصله به راحتی کشف میکنید که کدامیک از این روش ها نسبت به سایرین برای کودک شما برتری دارند. می توانید شگردهای زیر را امتحان کنید:

 


وضعیت های جدید



کودک را به طوریکه صورتش رو به پایین است بر روی ساعد خود بگذارید. در این حالت سر کودک باید نزدیک به آرنج باشد، با انگشتان خود ران های او را بگیرید.


کودک را از پشت بر روی کف دست خود بنشانید به طوریکه کمرش به سمت سینه شما باشد. دست دیگر را به دور سینه اش بیندازید و انگشتان خود را به دور بازوهایش حلقه کنید.
کودک را بر روی شانه خود قرار دهید، به طوریکه شکمش بر روی شانه قرار گرفته و قدری فشرده شود.


کودک را مانند حالتی که در گهواره می خوابد در دست های خود قرار دهید و او را متناوبا از خود دور کرده و مجددا نزدیک کنید.

 


حرکات موزون

 


کودکان از طریق حرکاتی که 60 بار در دقیقه تکرار شوند، می توانند به بالاترین میزان آرامش خود دست پیدا می کنند.



در حالیکه او را در آغوش گرفتید، آهسته به اطراف گام بردارید.


با خم کردن زانوها به طور عمودی حرکت کنید.


در حالیکه ایستاده اید خودتان را به سمت چپ و راست یا جلو و عقب، تاب دهید.


بر روی یک صندلی راحتی بنشینید و عقب و جلو بروید.

 

 

گریه کودکان

 


گرما



کودک را با یک پتوی گرم قنداق کنید.


کودک را به خود نزدیک کنید تا گرمای بدنتان را احساس کند.


پیش از اینکه کودک را در محل خوابش بگذارید، یک پد گرم کننده در آن قرار دهید تا جای خواب گرم شود. سپس پد را برداشته و گرما را چک کنید.


می توانید یک شیشیه آب گرم را داخل دامن خود بگذارید و کودک را از شکم بر روی آن بخوابانید.

 


صداهای آرام بخش



کلمات آرام بخش را با صدای پایین و ملایم تکرار کنید.


موسیقی هایی که خودتان از شنیدن آنها لذت می برید را زیر لب زمزمه کنید.


یک نوار از صدای ماشین لباسشویی، ظرفشویی، و یا جارو برقی تهیه کنید تا کودک مرتبا صدای خش خش های مکرر را بشنود. یک فن سقفی در اتاق کودک نیز می تواند کار مشابه را انجام دهید. همچنین صدای خش خش میان موج های مختلف رادیو نیز نتیجه بخش خواهد بود.


موسیقی کلاسیک جدید و یا راک ملایم و جاز پخش کنید. لطفا آهنگ های متال نگذارید! خواهش می کنم! این کار کودک را عصبی می کند.

 


نوازش کردن



به آرامی پشت کودک را از گردن تا باسن ماساژ دهید.


پشت کودک را نوازش کنید یا بمالید.


کودک را در یک اتاق گرم بر روی یک سطح محکم قرار دهید و شکشمش را در جهت عقربه های ساعت مالش دهید. اگر علت ناراحتی کودک از بادی که در شکمش جمع شده، ایجاد شده باشد؛ از این طریق می تواند آنرا تخلیه کند. زانوهایش را به طرف شکم ببرید تا گاز موجود راحت تر بیرون بیاید.

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 39 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

انتخاب همسر از چند جهت در رشد هوشي كودك مهم مي باشد.

 

 

ژنتيك

 

هوش و توانايي ذهني از مواردي است كه هم به ژنتيك بستگي دارد و هم تحت تأثير محيط قرار مي گيرد. هنگام ازدواج بايد توجه كرد، كه با كسي ازدواج صورت گيرد كه از نظر هوش و فهم در سطح پاييني نباشد. به اين نكته در روايات اسلامي اشاره شده است.

 


حضرت صادق(ع): « بر حذر باشيد از اين كه با زن احمق ازدواج كنيد . همانا مصاحبت با او بلا و گرفتاري است و اولادي ضايع به وجود مي آيد.»

 


رسول اكرم(ص): « نگاه كنيد و ببينيد در چه چيزي فرزند خود را قرار مي دهيد، پس همان ريشة خانوادگي خود را باز مي يابد.» به نقل از رتبطة وراثت و تربيت نوشتة احمد مطهري البته اين موضوع در مورد مرد احمق هم مي باشد ولي از آنجايي كه نقش مادر مهم تر است در اين حديث روي مادر تدكيد شده است. مادر علاوه بر ژنتيك، محيط رشد در دوران جنيني نوزاد را فراهم مي كند و از نظر تربيت هم داراي نقشهايي است كه از عهدة پدر بر نمي آيد. اين موارد در قسمتهاي بعدي توضيح داده مي شود.

 


ازدواج فاميلي


ازدواج فاميلي از طريق ژنتيك در رشد كودك تأثير دارد. هر فردي از جامعه چند ژن نامطلوب دارد كه به صورت نهفته مي باشد. در صورتي كه افرادي با هم ازدواج كنند كه ژنهاي نامطلوب مشابهي دارند، صفت نامطلوب در آنها به وجود مي آيد. افراد فاميل ژنهاي مشابه بيشتري دارند و بنابراين احتمال پيدايش خصوصيات نامطلوب در كودكان حاصل از ازدواج فاميلي بيشتر است. اين موضوع در مورد صفات خوب هم صحيح است، يعني ممكن است ازدواج فاميلي باعث تولد كودك بسيار قوي يا فوق العاده باهوش شود. به هر حال احتياط بر اين است كه ازدواج فاميلي انجام نشودو يا پيش از اين گونه ازدواجها مشاورة ژنتيك صورت گيرد.


پيامبر اكرم(ص): « با بستگان نزديك ازدواج نكنيد كه فرزند ضعيف بوجود مي آيد.»

 


سطح تحصيلات و معلومات


هر يك از زن و مرد بايد در حدّي تحصيل كرده باشند كه بتوانند معلوماتي در مورد تربيت فرزند كسب كنند. بسياري از موارد كه باعث رشد هوشي كودك مي شود نياز به ميزان مشخصي از سواد دارد. به طور مثال پدر و مادر بايد بتوانند براي كودك خود كتاب بخوانند، شعر بگويند، جواب سؤالات را بدهند و.... هنگام ازدواج به سطح تحصيلات و ميزان معلومات همسر خود توجه كنيد.

 

 

هماهنگي و توافق


وجود هماهنگي و توافق بين زن و مرد باعث مي شود تا محيط خانه به مكاني امن و راحت تبديل شود. چنين محيطي نقش بسيار مهمي در پرورش هوشي كودك دارد. خانه هاي پر از جنجال و جنگ و دعوا سلامتي رواني و احساس امنيت كودك را به خطر مي اندازد، اين موضوع سبب مي شود كه حتي اگر كودك تيز هوش هم باشد، نتواند از توانايي خود استفاده نمايد.


علاوه بر اين موضوع، در چنين خانواده هايي فرصت و حوصلة كافي جهت تربيت فرزند، به خصوص پرورش هوش او، نمي باشد. بنابراين سعي كنيد به گونهاي ازدواج كنيد كه توافق و تفاهم متقابل بين شما برقرار باشد.

 


انجام آزمايشات پيش از ازدواج


قبل از اقدام جهت ازدواج آزمايشات كامل انجام دهيد. اگر به دليل انجام ندادن آزمايشات فرزند شما دچار مشكلاتي مانند تالاسمي، سل، پدر معتاد و... شود، پرورش هوشي او بسيار مشكل مي شود و در بعضي موارد اين كار غير ممكن است.

 


سن ازدواج


سن ازدواج از اين نظر مهم است كه سن بچه دار شدن را تعيين مي كند.


كم بودن و بيش از حد زياد بودن سن هنگام بچه دار شدن، احتمال مشكلات كودك را زياد مي كند. يكي از اين مشكلات كم بودن ميزان هوش مي باشد.


بهترين سن براي بچه دار شدن در دختران 20 تا 25 سالگي و براي پسران 25 تا 30 سالگي مي باشد. البته بعد از اين سنين تا 15 الي 20 سال ديگر هم خطرات بچه دار شدن كمتر است و بعد از آن احتمال خطرات به شدت افزايش مي يابد.


جهت ازدواج موفق به راهنمايي ديگران گوش دهيد و از آنها مشورت بخواهيد. مخصوصاً با والدين خود مشورت كنيد. كتابهايي كه در مورد ازدواج، انتخاب همسر، ويژگيهاي همسر و.... نوشته شده اند را به دقت بخوانيد.

 

و ادامه دارد ......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 39 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

آميزش جنسي : دستورات زيادي در مورد چگونگي آميزش جنسي از طرف دين و علم رسيده است كه عمل كردن به آنها از طرفي باعث مطلوب شدن زندگي زناشويي مي شود و از طرف ديگر باعث بوجود آمدن نوزادي سالم، قوي و باهوش مي گردد.

 


زمان آميزش، مكان آن، فكر و انديشه زوجين، خصوصيات روحي آنها، اعمال و رفتار آنها تأثير زيادي بر رشد جسمي و هوشي نوزاد دارد

 



بعضي از دستورات مربوط به آميزش در زير بيان مي شود.

 

آميزش جنسي در بعضي زمانها حرام است و در بعضي زمانها بهتر است انجام نشود. اين زمانها چنين است. دروان قاعدگي، روزهاي ماه مبارك رمضان، اول و آخر و وسط هر ماه، بعد از ظهر، شب عيد فطر، بين اذان و اقامه، شب نيمة شعبان، در ساعت اول شب، شبي كه قرار است فرداي آن روز به مسافرت برويد، روزي كه خورشيد گرفتگي شده يا شبي كه ماه گرفته است، شب يا روزي كه باد سرخ مي وزد يا زلزله شده است، طلوع فجر تا طلوع آفتاب، غروب خورشيد تا غروب شفق يعني زماني كه هوا به طور كلي تاريك مي شود، شب عيد قربان، دوران بارداري.

 


گفته شده است كه آميزش جنسي در اين زمانها بهتر است.انتهاي شب، شب جمعه، شب دوشنبه، شب سه شنبه، روز پنج شنبه به هنگام زوال آفتاب.

 


از آميزش در اين مكانها خود داري شود. زير درخت، پشت بام، در كشتي، جايي كه كودك وجود دارد، رو به قبله يا پشت به قبله

 

به حالت ايستاده، عريان و برهنه آميزش نكنند.

 

شوهر از ادخال در پشت زن جلوگيري كند.

 

با شكم پر همبستر نشوند.

 

زن و شوهر در بستر همديگر را معطل نگذارند و همبستري سريع و بدون مقدمه انجام نشود.

 

خود را معطر و خوشبو سازند.

 

در آميزش افراط نكنند.

 

اگر شوهر در خواب محتلم شد و يا يكبار آميزش كرده است، پيش از غسل كردن آميزش نكند.

 

زن و مرد هر كدام براي پاك نمودن خود از ترشحات عمل جنسي دستمال جداگانه اي داشته باشند.

 

هنگام آميزش به ياد خداوند باشند و به مسائلي مانند شجاعت، علم، خلاقيت فكر كنند و از خيال كردن در مورد مردان و يا زنان ديگر يا افكار زشت خود داري نمايند.

 

كتابهايي در اين مورد مطالعه نمائيد مانند پيوند دو قلب، خستگي جنسي، بهشت خانواده و.....

 

ادامه دارد...

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 43 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

همه والدین آرزو دارند که فرزندانی سالم و باهوش داشته باشند اما در این مقاله 10 روش که می تواند در افزایش هوش و ذکاوت شما کمک کننده باشد را متذکر می شویم.

 


تغذیه با شیر مادر


مزایای شیر مادر بارها و بارها گفته شده از جمله پیشگیری از ایجاد عفونتها، افزایش قدرت سیتم ایمنی، و همچنین فراهم نمودن المانهای مهم تغذیه ای و...اما آنچه که بسیار حائز اهمی است تحقیقاتی است که توسط دانشمندان دانمارکی انجام پذیرفته است،دانشمندان اعلام نمودند که کودکانی که به مدت حداقل 9 ماه از شیرمادر تغذیه نموده اند به طور واضحی باهوش تر از کودکانی هستند که به مدت یک ماه و یا کمتر از شیر مادر تغذیه شده اند.



بازی های فکری


بازی هایی مانند شطرنج و جدول، معما، ساخت و سازها، و ... سبب تمرین بیشتر مغز شده و در شکل دهی بهتر افکار بچه ها بسیار مهم و موثر هستند.



نواختن موسیقی


براساس آخرین تحقیقات انجام شده در دانشگاه تورنتو کانادا، مشخص گردید که کودکانی که در یادگیری نواختن نوعی ساز، درگیر بوده اند از iq بیشتری نسبت به همسالان خود برخوردار شده اند.



ورزش و بازی


انجام ورزش و یا حتی بازی های بچه گانه که سبب شرکت آنها در فضای باز و یک کار گروهی می گردد در افزایش هوشمندی آنها بسیار موثر است در تحقیقاتی که توسط اپن ها غیر انجام شده است، مشخص گردید زنانی که مدیرعامل شرکتهای مهمی بودند 81% در ایام کودکی در بازیهای تیمی شرکت فعالانه داشته اند.

 


بازیهای ویدئویی


شاید تعجب کنید اما دیده شده کودکانی که از این بازیها استفاده کرده اند قدرت خلاقیت و تفکر و برنامه ریزی بهتر و مناسب تری داشته اند. اخیراً در انگلستان بعضی از معلم ها از این بازیها در کلاس درس برای آموزش بهتر دروس استفاده می نمایند.

 

 

بازیهای کامپیوتری

 

 

مصرف کمتر غذاهای کم ارزش


مصرف میان وعده ای که از ارزش غذایی کم اما حجم بسیار برخوردارند سبب می گردد تا با پر کردن معده بچه ها مانع از مصرف غذاهای با ارزش و لازم و ضروری گردد لذا سعی کنید میوه و آجیل و... را بیشتر در برنامه غذایی آنها بگنجانید.

 


کنجکاویهای طبیعی


سعی کنید فرزندان خود را با محیط اطراف بیشتر آشنا کنید و با بردن آنها به فضاهای طبیعی(کوه، صحرا، باغ وحش، آکواریوم و...)ایجاد انگیزش در زهن کنجکاو آنها نموده و به سوالات بی شمار آنها پاسخ مناسب بدهید.این امر در افزایش هوشمندی کودکتان بسیار موثر است.

 


مطالعه


یکی از ارزانترین و قابل دسترس ترین امکاناتی که می توان از آن برای افزایش هوش فرزندتان استفاده نمایید استفاده از کتاب و کتابخوانی است.سعی کنید از همان سنین پایین برای آنها کتاب های عکس دار بخوانید.مطالعه روشی است که قدرت شناخت کودک را بسیار تقویت نموده و در هر سنی به آنها کمک می نماید.

 


تقویت روابط اجتماعی


فرزند خود را تشویق کنید تا در جمع قادر به سخن گفتن و یا شعر خواندن گردد،همچنین در سنین بالاتر در شرکت دادن آنها در فعالیتهای اجتماعی،تیمی،و بازیهای گروهی سبب افزایش اعتماد به نفس و نیز هوشمندی آنها گردد.

 


خوردن صبحانه


تحقیقات همواره نشان داده است که خوردن صبحانه سبب بهبود حافظه،تمرکز و یادگیری می گردد. لذا کودکانی که از خوردن صبحانه امتناع می کنند خیلی زودتر خسته شده و از یادگیری نیز سرباز می زنند و این در دراز مدت می تواند در هوشیاری آنها تاثیر گذار باشد.

 

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 36 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()


خودتان هم باهوش و خلاق شويد:


براي داشتن كودكاني باهوش و خلاق، خودتان هم بايد باهوش و خلاق شويد، بنابراين ساعاتي را در روز براي اين كار صرف كنيد و تمريناتي كه در بخش هاي آينده آماده است را ابتدا خودتان انجام دهيد.



كتبهايي مانند تقويت هوش، تقويت حافظه، روش مطالعه، معماهاي هوشي، تقويت اراده و.... را بخوانيد و با افرادي كه در اين مسائل مهارت دارند گفتگو و مشورت كنيد.

 

 


در زندگي خود شاداب و سرزنده باشيد:

 

تفريح و شوخي را وارد زندگي خود نمائيد در مورد مشكلات و مسائل خود سعي كنيد راههاي تازه اي كشف كنيد هر چند كه اين راهها ممكن است عملي نباشند و يا خنده دار به نظر برسند با كودكان و نوجوانان رفت و آمد كنيد و گاهي كارها و بازيهاي آنها را انجام دهيد.

 

 

 

از هر فرصتي براي يادگيري استفاده كنيد: هميشه شعر زير را در نظر داشته باشيد.

 


مياساي ز آموختن يك زمان                                     به دانش ميفكن دل اندر گمان


بنابراين از هر فرصتي استفاده كنيد. صبر نكنيد تا بچه دار شويد و آنگاه شروع به كسب اطلاعات در مورد نحوة تربيت او كنيد، بلكه از همين حالا اين مسائل را بياموزيد و آنها را چنان در ذهن خود مرور كنيدتا هنگامي كه بچه دار شديد بتوانيد به راحتي آنها را انجام دهيد.



قصه ها، شعرها، معماها، اطلاعات عمومي، لطيفه هاي زيادي ياد بگيريد.مسائلي در مورد عجائب طبيعت، آسمانها، زندگي حيوانات، پرندگان و .... بياموزيد. در مورد صنعت، رياضي، فيزيك، علوم تجربي، برق و .... اطلاعاتي كسب كنيد. از تاريخ تشكيل زمين، تاريخ انسانها، داستانهاي تاريخي، شكل زمين، نحوة تشكيل كوهها، علت باريدن باران و .... مطالبي ياد بگيريد. از انواع بازيها، سؤالهاي كودكانه و .... بي اطلاع نباشيد



.داشتن اطلاعات زياد و دانستن مطالب و دليل هاي آنها باعث مي شود تا اين مطالب را در زمان مورد نياز به كودك خود منتقل كنيد و حس كنجكاوي و علم دوستي او را روشن نگهداريد. با پرسش سوالاتي كه جواب آنها را مي دانيد كودك خود را به فكر وامي داريد. اين نكته را در نظر بگيريد كه هر چه اطلاعات و علوم بيشتري بدانيد، كودك شما تيزهوشتر خواهد شد.

 


ادامه دارد:

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 36 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

ميزان درآمد خانواده مي تواند بر ميزان هوش كودكان تأثير گذار باشد. خانواده هايي كه درآمد بسيار كمي دارند، از لحاظ تغذيه اي مشكل دارند و همانطور كه بعداً گفته خواهد شد، تغذيه مناسب يكي از موارد رشد هوش كودكان است. اين خانواده از نظربهداشت و درمان نيز با مشكل روبه رو هستند.

 

كمبود بهداشت و رسيدگي دير هنگام به درمان اثر نامطلوبي بر فكر كودك دارد. اين خانواده ها نمي توانند وسايل آموزشي، بازي، كلاسهاي مختلف و..... را جهت كودكان خود آمده نمايند و از اين نظر هم رشد كودكان آنها با مشكل روبه رو مي شود.

 

 

وسایل کمک آموزشی

 

 

خانواده هاي پر درآمد هم مي توانند رشد هوشي كودك خود را به خطربيندازيد. اين خانواده ها تغذيه كودك را به شكل ديگري به خطر مي اندازند. استفاده از غذاهاي گران قيمت كه معمولاً مفيد نيستند پول دادن به كودكان جهت انواع پفك، نوشابه، شكلات، كيك و.... تغذيه او را به خطر مي اندازدو استفاده بيش از اندازه ي تلويزيون، ويدئو، كامپيوتر و..... فرصت فكر كردن را از كودك مي گيرند. رفاه و آسايش كودك و اينكه مي بينيد بدون فكر كردن و زحمت كشيدن همه چيز فراهم است، مهم تر از همه است و باعث كاهش هوش و فكر و خلاقيت مي گردد.

 


بنابراين دو چيز مهم است تا اقتصاد خانواده باعث رشد فكري كودك و هوشي كودك شود.


يكي تأمين درآمد در حد متوسط براي خانواده هاي كم درآمد و ديگري استفاده صحيح و معقول درآمد براي خانواده هاي پر درآمد مي باشد.

 

 

تلاش براي تأمين درآمد خانواده، كاري مقدس است. در اين احاديث آمده است كه اين كار مانند حهاد در راه خداوند مي باشد، پس مطمئن باشيد كه تلاش براي بالا بردن ميزان درآمد، علاوه بر اين كه در دين اسلامي مشكل ندارد، بسيار هم پسنديده مي باشد.

 

 

از خداوند بخواهيد كه جهت كسب روزي حلال به شما كمك كندو هميشه با وضو باشيد، قرآن بخوانيد، صلة رحم كنيد و به پدر و مادر خود احترام نمائيد، اين كارها باعث مي شودتا خداوند از راهي كه فكرش را نمي كنيد به شما روزي برساند.

 

 

مطمئن باشيد كه خداوند درآمد كافي از راه حلال براي شما در نظر گرفته است. بنابراين از يك طرف فكر نكنيد كه خداوند خواسته شما كم درآمد باشيد و از طرف ديگر هيچگاه فكر نكنيد كه از راه غير حلال مانند رشوه، ربا، قمار، جايزه هاي غير مشروع، شركتهاي مشكل دار و... به درآمد برسيد.

 

 

قناعت كنيد و جهت تأمين نيازهاي خود ابتكار نمائيد. به طور مثال وسايل بازي و.... را خودتان را بسازيد، كتابها را از كتابخانه به امانت بگيريد و...

 

 

خانم خانواده هم مي تواند در تأمين درآمد كمك كند. در صورتي كه شغل بيرون از منزل نداردمي تواند در منزل كارهاي دستي انجام دهد.

 

 

به فكر خلاقيت در كار خود باشيد و اگر چنين امكاناتي نيست، به راههاي ديگر فكر كنيد. به جاي كار كردن خيلي زياد، گاهي فكر كنيد تا شايد راه بهتري براي كسب درآمد حلال پيدا كنيد. در اين زمينه مي توانيد مطالعه كنيد و اطلاعات بيشتري كسب نمائيد. كتابهايي مثل قانون توانگري، به سوي كاميابي، سنگفرش هر خيابان از طلاست و... مي توانند مفيد باشند، البته توجه كنيد كه از بين اين كتابها روشهايي را ياد مي گيريد ولي مهم خلاقيت خود شماست.

 

 

 

 

 

Akbar Balinparast بازدید : 38 پنجشنبه 27 فروردين 1394 نظرات ()

 

یک مطالعه جدید نشان می‌‌دهد انتقاد خانواده‌ها از وزن و یا عادات غذایی دختران، آثار ماندگاری بر عزّت نفس آنها می‌گذرد.

 

به گزارش رویترزهلث از نیویورک، محققان با مطالعه 455 دانشجوی دختر که از اندام خود ناراضی بودند دریافتند بیش از 80 درصد آنها، والدین و یا خواهر و برادرانشان در دوران کودکی از ظاهر اندام آنها ایراد می‌گرفته‌اند.

 

 

 


بسیاری معتقدند این انتقادها نمایان‌گر فقدان عشق و علاقه و حمایت در خانواده است. و حتّی نمایانگر بدرفتاری عاطفی است بطوری که برخی در بین خانواده آنها را «زشت»، «خنگ» و «تنبل» می‌نامیدند.

 

در عین حال در پاره‌ای از موارد والدین و یا خواهر و برادران فقط گاهی در مورد وزن و اندام آنها نظر منفی خود را ابراز می‌کردند نویسنده این مطالعه در مجله «PEDIATRICS گزارش داد:« این اطّلاعات نشان می‌‌دهد حتّی چند مورد انتقاد هم می‌تواند تأثیر منفی داشته باشد.» این محقّقان که دکتر «سی. بارتیلوا» از مرکز پزشکی «استنفورد» در «کالیفرنیا» ریاست آنها را بر عهده داشت، می‌گویند: در خانواده‌های حمایتگر فقط چند بار انتقاد، تاثیر به ویژه مخرّبی بر دختران می‌گذارد.


از این رووالدین باید بدانند کلام آنها می‌تواند براحساس دختران در مورد خودشان تأثیر ماندگاری داشته باشد.


در آغاز این مطالعه، این زنان مجموعه‌ای پرسشنامه را پر کردند. از جمله در یکی از این پرسشنامه‌ها درباره اظهار نظرهای منفی که در دوران کودکی آنها می‌شد و میزان عزّت نفس آنها پرسیده شده بود.


بیشتر این زنان گفتند اعضای خانواده اظهار نظر منفی در مورد شکل اندام آنها می‌کردند.

 

 

 

 

براساس گزارش‌های آنها، بیش از نیمی از مادران و تقریباً 40درصد از پدران و 40درصد خواهران و برادران چنین نظراتی داده‌اند.



در این مطالعه دیده شد، زنانی که پدر و مادرشان چنین جملاتی به آنها گفته بودند از عزّت نفس کمتری برخوردار بودند و فقدان حمایت خانواده را احساس می‌کردند.



به گفته تیلور و همکارانش، والدینی که درباره وزن و سلامت دختران خود نگران هستند باید بدون اینکه به انتقاد از آنها بپردازند، راه‌هایی را برای ارائه «توصیّه ی سازنده» درباره غذا خوردن سالم و ورزش بیابند.



به گفته ی این محققان، الگو بودن والدین در رعایت رژیم غذایی متعادل، ورزش منظم و خودداری از ایراد گرفتن از اندام خودشان در این زمینه با اهمیّت است.

 

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    نظرسنجی
    مطالب سایت را چگونه ارزیابی میکنید




    آمار سایت
  • کل مطالب : 1983
  • کل نظرات : 9
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 16
  • آی پی دیروز : 15
  • بازدید امروز : 155
  • باردید دیروز : 155
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1,154
  • بازدید ماه : 3,124
  • بازدید سال : 27,644
  • بازدید کلی : 205,600